دسته: my-notebook

اینجا مثل دفترهامه و شاید جذابتر میتونه براتون جالب باشه

  • 2 مهر 1404 (2.7.1404)

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    امروز دوباره داشتم خودم رو آنالیز میکردم ودیدم که بعله همه چیز باوره و من عمومن قبل از خواب اینقدر پرمیشم از افکار ناراحت کننده بر خلاف قبلم که همیشه با کلی رویا میخوابیدم

    و چیزی که هست سخت گرفتن و خواستن اینکه در این سنم آرزو داشتم که از طریق آرزوهام به ثروت زیاد برسم و خلاصه مطلب یسری سرکوب و کمالگراییی و ناراحتی درونی و توجه زیاد به ناخواسته ها من رو عمومن از مسیر خارج میکنه و یک نمودار سینون کسینوسی خالص شدم .

    خلاصه مطلب و چیزی که از یسری این اعمالم به یک الگو رسیدم برای راه حل که اینجا ذکرش میکنم بنظرم بعضی از آدم ها حتی مثل خوده سابقم درونن اینو درک میکردم و بهش عمل میکردم به جز چندین سال اخیر زندگیم که ازمسیر خودم رو خارج کردم

    این الگو اینه :رهایی+دیونه وار عملگرا بودن +بخشیدن (مالی و اشتباهات دیگران و خود)+خوشبین بودن =یک شخصیت برنده

    بنظرم اینها برای شخصی در استیت الان من فوقالعادس و البته که هرکسی که این خصوصیات رو دارا بشه یا باشه واقعن لذت میبره چون به جای فکر کردن عمل میکنه و حالش خوبه چون خوشبینه و اتفاقات مناسب وآدم های مناسبتر در مسیرش قرار میگیرن و میخشن چون باور به فراوانی و خدا دارن و بیخیالن و این دلیل رها بودنشونه و این شخصیت لذ ت میبره از مسیرش و ثروت خلق میکنه

    من اگر در این امر موفق باشم یا موفق خواهم بود یا اینجا نخواهم بود و این سایت یا جایگاهشو پیدا میکنه و یا با من به یغما میره ولاغیر

    همواره اینکه در برابر خداوند باید تسلیم بود و خود را کوچک دانست و خود را سپرد تا اون ببردت وقتی به گذشته ام و مخصوصن زیر 20 سالم فکر میکنم یک شخصیتی داشتم که اینگار خیلی خوب خدارو احساس میکردم و حتی همیشه از مادرم میپرسیدم خدا چیه و عمومن جوابی درست کسی بهم نمیداد ولی از همون زمان گاهی حتی میگفتم مامان خدا تخم مرغه؟! هه و این الان بهش فکر میکردم چطور منه بچه به این خوبی در حد خودش و در تخیلات پاکش به این میرسید دقیقن مثل یک تک سلولی و بهتر بگم خداوند داشت بهم میگفت و چون ذهن ساکت تری داشتم البته بهتره بگم بسیار ساکتتر! و البته که همه در بچگی همین بودیم و در لحظه حال بودیم

    چند روزه که اینستامو پاک کردم و یکی از اتفاقات عالی

    یکی از موضوع های دیگه که مثل الان فایلش جلوی من پلی هست https://abasmanesh.com/fa/perception-of-universal-laws-in-quran/ موضوعی که حتی در این فایل گفته شد

    من در تمام ابعاد زندگی ام خالق زندگی ام هستم و تما آنچه که اتفاق میفتد را دارم من رقم میزنم

    درواقع اگر من فکر میکنم دوستی نیت بدی در مورد من دارد در واقع من دارم هم فکر نا مناسبی میکنم و اگر ناراحت میشوم یعنی اون روی من تاثیر گذاشته و خلاصه این مطلب اینکه آدم ها در زندگی من قدر ت تاثیر گذاری زیادی دارند به طوری که میتوانند من را ناراحت کنند و این یعنی شرک و یعنی قدرت داشتن عوامل بیرونی در زندگی ما

    و خلاف آن یعنی توحید که میگه من خالق تمام ابعاد زندگیم هستم در واقع حتی الان وقتی میبینم مثلا به دنبال اندازه گیری این باشم که این دوستم شخصیتش فلانه و این آدم اینجوریه و بزار اینبارم اینو تست کنم و دارم من با این دو به شکی عاملی رو ایجاد میکنم که دوباره هم از اون دوستم حتی اگر اشتباهی سر بزند چشمم را روی بسیاری از خوبی هایش ببندم و بعدی اینکه حتی اگر اون اون چیزی که من ازش بدم میاد رو خیلی کم بروز بده اون قسمتش نسیب من میشه زیرا من به دنبال آنم!( قانون انتظار ولی در جهت منفی یا ناخواسته)

    و توحید چیست؟

    مثالی که من در ذهنم دارم نمونه از از حاله خوبه خودم در گذشته که خیلی سیراب بود شخصیتم و سر سینه بالا و خیلی فروتن و با حالی خوب میرفتم قدم زدن و اگر دوستی رو میدیدم بسیار خوشحال میشدیم و کلی از خوشوبش حتی چندین ثانیه ای خوشحال میشدیدم و از کنار هم میگذشتیم و از این اتفاق بسیار راحت بودیم و این یعنی یک شخصیت سپاسگزار و رها و توحیدی حتی درزمانی که رفتار های ناممناسبی میدیدم خیلی رااحت ازش میگذشتم خیلی راحت ..

    امشب به خدا میگفتم تو حموم که خدایا من چیکار کردم و یا چیکار میکنم که اینقدر سخت شده زندگیم و یهو نگاهم افتاد به شوینده ای که اونجا بود و نوشته این بود :میکروب زد! ی همیچین چیزی یا شاید دقیق همین بود ولی مطمعم ضد میکروب نبود !!

    دقیقن میکروب برای من دراگ زدن بود

    یادمه زمانی که من اینقدر شخصیت فعالی داشتم و اینقدر تویه وارد شدن به حوضه های مختلف اعتماد به نفس داشتم که فکر میکردم هیچی نیست که اینقدر بهم انگیزه بده که نتونم انجامش بدم وبا چندتا از دوستان صحبت میکردیم و خیلی مغرورانه میگفتم این سیگارو میبینی اینو درسته به قولی شماها بیخودی منم کشیدمو از اولش حتی گل میکشیدمم سیگار نمیکشیدم ولی اینا برای من غوله آخره اینارو میزارم که شاخشونو بشکنم ی روز

    و خلاصه مطلب تنها چیزی که شاخ منو شکوند همین مسیر بود مسیر وارد شدن به دراگ ها و بسیار منو عقب انداخت و چیز های بسیاری که شاید در آینده بگمشون

    تنها چیزی بود که در زندگیم آرزو کردم کاش هیچوقت سمتش نمیرفتم و البته من حد و حدود داشتم ولی همون هم بسیار برای من عمیق و در دناک بود و باعث بروز بسیاری از مشکلات شد و بسیار منو و روانم رو تحت تاثیر قرار داد و به جایی آوردم که حتی فکرشرو هم نمیکردم

    مخصوصن گل کشیدن و اونهم تویه ایران

    اگر کسی بخاد امتحان کنه بره بعضی از گراس هاروبه یک نفر که شیشه دوا میزنه بده تا ببینه که اون آدم با اون حجم از اعتیادش شاید برای بار دوم حاضر به استفاده این ماریجوانا های مخصوصن بازاری ایران که نه سر داره و نه ته نمیشه

    خلاصه مطلب

    خدارو شکر میکنم که برای سومین شب پیاپی سر وعدم موندم و چند قدم برای این سایت تازه تاسیس برداشتم و سعی میکنم خوبی هاشو ببینم

    خدارو شکر میکنم که امروز هم تونستم نقاط ضعفم رو در ببینم و اجازه بدم تا خداوند هدایتم کنه و رشد و تغییرش بده برام

    خدارو شکر میکنم از بابت قدر ت انتخاب و قدر ت آگاهانه تغییر ذهن که بسیار بیشتر دارم درکش میکنم

    خدایا تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم

    مارا به راه راست نعمت هایت هدایت کن و بس

    نه به راهی که سبب گمراهی و خشم تو میشود

  • بخش دفتر چه 1 مهر 1404 (1.7.1404)

    به نام خدا

    امروز هم یک روز طلایی دیگه بود داشتم با خودم فکر میکردم که من دورنن یک ناراحتی و رنج آور دانستن زندگی رو در درونم احساس میکنم و همین باعث شده که من از لحظه حال و غرق شدن در نعمت ها برام فاصله ایجاد بشه در واقع طبق قانونی که به اون یقین پیدا کردم ما با افکار و احساسات و تکرار اونها آینده خود را خلق میکنیم و اینهارو اینجا اول برای خودم مینویسم تا هم یادآوری و اگر کسی بود استفاده کنه .

    اولین روند یک تغییر پذیرش آنچه هست که مارا عذاب میدهد و یا میدانیم که اشتباه است و دومین قدم فکت هایی که تویه ذهنم به خاطر دارم از هدایت های دنیا و رشد دادنم از اعراض از ناخواسته ها و ناراحتی ها تا هدایت شدن به جایی و آدم هایی و حتی تغییرات گسترده تر در اطراف صورت میگیره انگار وقتی شما تغییر میکنید یا آدم های نزدیک شما هم به صورت معجزه آسایی با دیدن شما تغییر میکنن

    البته تنها نشانه تغییر ما تغییر احساس ماست وراه تغییر باور ها چیزی نیست جز کنترل ورودی ها که افکار از آنها زاییده میشوند و واکنش ما به افکار که نشانه این واکنش حال خوب یا حال بد ماست و تکرار اینکار باعث خلق اتفاقات شبیه به همان افکار و احساسات خواهد بود محکمتر شدن یک باور در جهت خواسته و یا در جهت ناخواسته آگاهانه و یا ناآگاهانه

    گاهی وقتی در شرایط ناخواسته قرار میگیرم و چیزی که میخواهد مرا ناراحت کند طبق آموزه های چند ساله ام مخصوصن درسایت عالی https://abasmanesh.com/ سعی تر ترقیب ذهنم دارم که باتمام وجودم یک فکر بهتر که مرا قانع کند راجب آن اتفاق پیدا کنم و گاهی میشود و گاهی نمیشود و بدتر این یک نوعی از مقاومت را ایجاد میکند

    در اینجا بهتر میتوانم اعراض را درک و تعریف کنم در واقع شما گاهی حتی نیازی به اینکار ندارید چون طبق دوره هم جهت با مدار خداوند یک مومنتوم یا یک فکر درونی در شما شکل گرفته و تنها کاری که امتحان کردم اگر بیرون باشم در این شرایط گاهی سختم سعی میکنم تا با تمام توانم به دویدن ادامه دهم و یا در خانه شنا بزنم در حدی که دیوانه وار بر من فشار وارد کند و اگر آرومتر باشد بازی کنم و البته اگر به قولی سید زرنگ باشیم و هوشیار از همان اول جلوی این فکر را بگیریم و اینکار با توجه به یک موضوع دیگر میتواند رخ دهد حالا به هرشکلی که شما بلدید!

    در واقع به وضوح میبینم که تمام اتفاقاتی که میخاهم به این مربوط میشود که من چقدر حالم خوب باشد و رها باشم .

    بزارین خیاله خودم رو راحت کنم با گفتن این راز ..

    میگم راز تا این موضوع برامون ارزشمند باشه در نظر میگیریم که فکر مرگ عزیزی یا هر فکری از اون بدتر در ذهن ماست ..

    ولی شما به این فکر میخندید و درونن حالتون عالیه و این رو ادامه میدین با ریختن چایی و لذت بردن اون با یک خرما ..

    وقتی شما حالتون خوب باشه مهم نیست که چه فکری و تا چه حد وجود شمارا فرا بگیره ..

    شما در واقع به ندای خداوند که گفته بخند بهش و از چاییت لذت ببر این یک توهمه که از ترس تو نشات گرفته و بهش بگو باشه با اونم در زمانش رو برو میشم من هدفم لذت بردن و پخش کردن شادی و احساس لذت از ثروت سلامتی و حتی اگر پولی دارم و اگر ندارم قراره به دستش بیارم و رسیدن به رهایی و لذت بیشتره

    در سوره نوح خداوند نوح را میفرستد تا به قومشون بگه که شما دارین با یک نوع رفتاری که در عدم پذیرش من و قدرت مند دونستن من است برای خودتون عذابی رقم میزنین که در واقع طبق قانون در سیستم زیستی ما این است

    و البته این دیدگاه من است

    خداوند به وسیله نوح از اونها میخاد که بهش ایمان بیارن تا خداوند بتواند آنهارا نجات دهد

    زیرا تا آنجا که میدانم همه چیز را ما برای خود رقم میزنیم و اونها داشتن در مسیر نابودیشان تنفکر و رفتار میکردن حالا به هرنوع…

    ما انسانها احتمالا تنها موجوداتی هستیم که طبق انتخابمان میتوانیم دعوت خداوند را رد کنیم و یا بپذیریم و برای این خداوند برای اختیار ما بسیار احترام گذاشته است

    خداوند میگه از من مغفرت بخواهند و مغفرت به معنی پوشاندن و پاک شدن و بخشیدن گناهان است

    من فکرمیکنم قبلا ها که پاکسازی میکردم و الان قدرتمند ترین نوع آن یاد و باوری حقیقی به خداوند است

    البته من در سعی هستم که بیشتر اینهارو برای خودم باور سازی کنم .

    نوح میگه پادشاها ( رب در قرآن به معنای فرمانروایی خداوند است ) من از هر نوعی خواستم تا مردم از تو طلب پاکی کنن مخفیانه وآشکارا ولی چیزی جز اینکه بدتر کردن نشد

    و اینجا خداوند کلید رو میگه که نوح بهشون میگفته :تا از تو طلب پاکی داشته باشند و با این باورشان به خداوند اجازه بدهند که خداوند طبق سیستم و قوانین به صورت پی در پی از باران نعمت ها مثل فرزندان و باغ ها و جویبار ها بهرهمندشان کند

    و البته که الان قوانین همان قوانین است و نعمت ها بسیار بیشتر از قبل!

    یکی از فرعیات اینه که حالا هفت آسمان چیه و از این قبیل که اصلا به درد بخور نیستن اگر بخاد کشی بهش بپیچه ..

    و نوح شروع میکنه از انواع مثال ها که عظمت دنیارو نمیبینید که چجوری خورشید طلوع میکنه و روشنایی و زیست میاره و چرا گیاهان و جانداران مختلف هستن میگه آیا به این تنوع طبیعت نگاه نمیکنین و اینها نشانه هستن ! و .. و زمینی که جایی برای سکنای ماست!

    مثلا آدم توجه کنه الان با فناوری ها و انواع تلسکوپ ها به سختی میتونن سیاراتی پیدا کنن که شاید قابل زیست باشه

    من کاری به مذهب ندارم اینها حقیقت است و به دنبال درک قانون و شناخت بهتر خداوند هستم

    و خلاصه نوح میگه پروردگارا(ریشه رب ) اینها فایده ای نداره و میگه الهه هایی که برای خودشون درست کرده بودن یا اصلا بودن یا هرچی رو پرستیدن و گفتن هرگز از اونها دست نکشید !

    و خلاصه که اونها به بت پرستیشون یا هر نوع الهه ای که در قدیم بوده وساختن رو میارن

    و به جهت باورهاشون که شرک بود و یعنی قبول خدایی جز خداوند یگانه که عالم رو در بر گرفته و طبق عملکرد سیستم جهان یا قوانین که خداوند ازش در قرآن سنت یاد میکنه به این وسیله طبیعت اونهارو حذف میکنه .

    و نوح هم درخواستی که میکنه که خدایا اونهارو همگیشون رو از بین ببر چون ازنسل اونها فقط آدم های ناسپاس و پوشاننده (کافر) به بار میارن ..

    دوست عزیزم من نمیدونم ت الان در چه حد درک درستی دارم از این موضوعات که نوشتم و شاید در آینده با رشد بیشتر بخام تغییراتی رو حاصل کنم ولی در حاله حاضر این برداشت تا اینجا بوده

    در پناه خداوند یگانه باشید فعلا .