دسته: my-notebook

اینجا مثل دفترهامه و شاید جذابتر میتونه براتون جالب باشه

  • 19.9.1404 ساعت 4:32 بعد از ظهر

    به نام خداوندی که همیشه مراقب و محافظ ماست

    شاید سوالی که پیش بیاد اینه که چرا خدا باوری ؟

    به نظرم مهم ترین اصل در زندگی ما این هست یکنفر به زبان میاره و یکنفر درونن بهش ایمان داره من از نوشتن این مطلب ها نمیخام برم بالای منبر من فقط میخام اینها به من کمک کنه و تمام وقت و هززینم فقط برای همینه که من بیشتر به این نیرویی حقیقی جهانه هستی یا خداوند یا این انرژی واحد اعتماد کنم

    نمیدونم انیشتین رو شما در چه حد بشناسین من هم زیاد نمیشناسم و البته نمیدونم چرا جوری مینویسم ناخوداگاه که انگار مخاطبی اینحاست و الان اینجا ی سایته تازه تاسیس و گمنامه

    خب برم سره اصل مطلب و اون اینه که انیشتین یک شخصیت بسیار عالی در شناخت خداوند داشته و از بسیاری از مذهبیون یا هرکسی دیگر خداوند رو بهتر درک کرد و در برابر این نیرو در شگرف و حیرت بود از سخنان کوتاهش یا میزانی از درکش در جهان اگر کسی توجه کنه و به حقیقتی میرسه که این نیرو با قرار دادن قوانینی همواره در حاله گسترش خودش در ابعاد مختلف است در موجودات ویا سیارات و .. هرچیزی که ما میدانیم و نمیدانیم و حقیقتی بسیار شگرف این هست که اون مشهور ترین فرد کره زمین تا به حال است نمیدونم چجوری و نمیخام این رو الان روش زوم کنم ولی درکش رو میپسندم و یقینن این مسر درسته شناخت قوانین

    یباره دیگه قانون رو میخام مرور کنم

    ما در جهانی فرکانسی هستیم که هر چیزی فرکانس خودش را دارد تمام اشیا تا افکار و خلاصه همه چیز فرکانس است

    حالا ما چه استفاده مفیدی میتونیم بکنیم ؟

    در آخرین کتاب الهی ذکر شده که به قول تعریف های زیبای سید و خوده قرآن خداوند وقتی انسان رو خلق میکنه یا میخاد خلق کنه به جهانیان میگه خبره بسیار مهمی دارم و بعد از اینکه موضوعی هست که سجده فقط بر خداست میگه به ملاکه به انسان سجده کنن ! و این چیزی جر قدرت باور ما نیست

    در واقع تعریفی که بخام بکنم با توجه به درکم تا امروز اینه که همه چیز به تسخیر باور انسان و این قدرت درک ما در اومده و در دوره 12 قدم خیلی قشنگ سید منطقی توضیح میده که خداوند با درک قوانین به و قدرت باور قدرت به تسخیر در آوردن یا استفاده از هرچیزی که میتوانیم فکرکنیم هست رو به ما داده

    مطلبی شنیده بودم از اینکه اولین شخصی که رادیو یا بیسیم رو حرفی ازش زده یا چی تو دیونه خونش کردن و بعد اون یا افرادی دیگه با ادامه دادن در این مسیر به این کشف دست یافتن

    خب همه میدونیم که فرکانس رادیو رو نمیشه با چشم دید ولی چیزیه که هر کدوم از ما با موبایل یا رادیو یا هر ابزاری که این توانایی رو داره میتونیم به کانال های رادیویی متصل بشیم

    حالا افکار یا توجهاتی که انتخای میکنیم با میزان احساساتی که از ما تراوش میکنه در مورد اون مسله و ادامه دار بودنش سرعت رو بیشتر و بیشتر میکنه برای خلق یا رخداد اون افکار تا حدی که در دنیای فیزیکی ظرف یا توانایی دریافتش رو داشته باشیم

    در واقع ما افکارمان را جذب یا خلق ها چیزی

    ما در دامنه رخداد و توجه و احساسات به افکارمان در حاله زیست هستیم

    نمیدونم چقدر دقیق تونسته باشم توضیح بدم امیدوارم منظورم رو درک کرده باشین

    ما خالقان 100 در100 دنیای خودمان به صورت بی اندازه دقیق هستیم و تنها راه خلق زندگی ما ادامه از نیروی توجه مثل گوش چشم و تخیلمان اینه که در مسیری که میخواهیم باشد

    یعنی توجه به چیزی که میخواهیم و خوشحالی شادی و از این اتفاقات سرعت دریافت ما را بیشتر میکند و ذهن مارو ذهنی میکنه که همیشه شاد باشه و لذت ببره حالا کسی چه دانسته و چه نداسته از اینها استفاده کند این قانون است

    قوانین جهان هستی اصل است وبه همین دلیل خداوند از اونها به عنوان سپاسگزاری یاد میکنه

    سپاسگزاری و این توجه مثبت مارو جوری تغییر میده که از لحظه هامون لذت ببریم

    یعنی ما با تکرار دیتاهای مثبت از این نوع اتفاقات که مارو خوشحال میکنه بیشتر جذب یکنیم چرا که ما بر این دیتا افزوده شدیم ! یعنی ظرف وجودی ما افزایش یافته است

    پس یکی از مهم ترین قوانین جهانه هستی سپاسگزاری است و در قرآن خداوند گفته سپاسگزار باشید که شمارا میافزایم ! (شمارا میافزاریم ! )

    و این یعنی ظرف دریافت مارو بیشتر میکنه برای جذب نعمت های بیشتر و ما آمادی بیشتری برای دریافت خواهیم داشت طبق قانون جذب ..

    در جهان هرچیز چیزی جذب کرد گرم گرمی را کشید و سرد سرد ..

    قانون جذب یک چیز خاص نیست دقیقن مثل جاذبه که هست و جزو قوانین خلقت هست

    پس تنها راه کنترل ورودی هاست

    و در درجه بهتر کنترل ورودی ها به سمتی که حاله مارو بهتر میکند و احساساتی مثل شادی اشتیاق لذت درست کردن ی غذا یا هر چیزی که حاله مارو بهتر میکنه

    یا دیدن حتی فیلم هایی که مثبتر هستن

    یا هرچی

  • به نام خدا4.9.1404 ساعت 11:54 شب

    اول خوشحالم که دارم در اینجا رد پایی میگذارم بعد از شاید بیشتر از یک ماه

    موضوع بسیار مهمی رو میخام بگم که اینجا میگذارم تا بیشتر و بهتر بتونم عملیش کنم

    چند روز پیش داشتم دنباله چیزی میگشتم و پیداش نمیکردم و در این محدوده چند فکر بود، 1 اینکه ای بابا حتمن بچه ها(بچه های خواهرم) برش داشتن! و فکر بعدی این بود که نه احتمالا همینجاهاست و پیدا میشه و دقیقن میتونستم از فکر اول ناراحت بشم و بهم بریزم وفکر دوم فکری بود که حداقل در همون حد احساسم رو حفظ میکرد و اتفاقی که افتاد اصلا یادم نیست دنباله چی میگشتم و چندتا کاغذ رویه همون میز رو برداشتم و راپید زیر اونها بود!

    در واقع :1:ما با افکارمان تمام اتفاقات را در هر لحظه شکل میدهیم.

    یا ما با افکار خودمان را در این اقیانوس بینهایت فرکنسی هدایت میکنیم در واقع انتخاب افکار اینه که از جاده خاکی بری یا از جاده آسفالت..

    2:ماخالق تمام و کمال زندگی خود در تمام ابعاد هستیم

    با این اتفاق باور اول برام بسیار بدیهی شد ولی باور دوم را با اینکه میدونم این باور بسیار بسیار خالص هست و همیشه سید ذکر میکنه ولی هنوز بهش مقاومت هایی دارم و البته ازش نتیجه هم میگیرم

    بنظرم بهترین راه اینه بگیم به خودمون بابا بیخیالش چند روز دیگه این فرصت زندگی تمومه و من میخام دنباله چی برم؟ دنباله بدست آوردن (طمع)آرزوهام ؟ یا با عصبانیت خودم رو در این مدار قرار بدم در اثر توجه به یک فکر منفی و قضاوتگرایانه ؟ و یا چی ..

    بسیار رویاییه چقدر فرکانسم بهتر میشه از این نوشته ها با این هدایت خداوند یاده سوره حمد میفتم که ما به خدا میگیم خدایا مرا به سمت نعمت هایت هدایت کن نه به سمتی که مورد خشم و غضب تو قرار میگیرد و نه گمراهان !

    باورم نمیشه دقیقن اینجا اینکه ما در این جهانه فیزیکی در بین تضاد ها داریم با احساساتمون انتخاب میکنیم خودمون رو به مدار یا سمت عصبانیته و ناراحتیه خودمون رو ببریم یا توکل داشتنه که نتیجه بیخیال بودنه

    البته میگم من تمام اینهارو برای خودم مینویسم

    تا کمتر فکر کنم و بیشتر بیخیال یا متوکل به او باشم

    در این روز ها به وضوح فرکانس هایم را احساس میکنم ،به طوری که وقتی حالم بده حتی دیدم هم به دنیا واقعن تاریکه نه اینکه بخام اینجوری تعریف کنم واقعن حتی رویه دیدم هم تاثیر داره و وقتی حالم خوبه انگار در بهشتم و اینقدر چشمام خوب میبینه و رهام ،و این قدرت انتخاب یا واکنش به افکار است .

    در هر لحظه باید به فکری که به ما احساسه بهتری میدهد توجه کنیم و تسلیم باشیم و از زندگی لذت ببریم

    که درست میشه

    یا بیخیالش بابا فردا روز زندگی تمومه

    یا حتمن اتفاق بهتری قراره بیفته

    خدا با منه بهم میگه چیکار کنم

    حتمن درست میشه مثل همیشه و.. هر فکری از اینها بهتر بهتر

    و نشانه حاله بهتره رهایی بیشتره

    در واقع سواله روزانه ما باید این باشه که خدایا چه چیزی امروز به من لذت میده ؟ چه کاری کنم تا از امروزم لذت ببرم؟ و در راستای این باشه که رفاه و آرامشم و آسایشم را بیشتر کنه

    حالا از قدم زدن تا عمل به ایده ها و هرچی که حستون بهش خوبه !

    باید بدانیم که ما در قالب های ذهنی زندگی نمیکنیم بلکه ما قالب های ذهنی را شکل میدهیم با واکنش یا توجه به افکارمان !

    احساسه خوب ملاک است

  • 11مهر1404ساعت3:44بامداد

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    همه چیز از رها بودن میآید نه همیشه فکور بودن

    همیشه فکر کردن استرس میاورد

    ولی کم فکر کردن و عمل کردن در راستای حاله خوب همه چیز را میآورد زیرا این مسیر مستقیم و هدایت خداوند است

    از اسم هایی که برای این قسمت ها انتخاب کردم تنها چیزی که منو قانع کرد وخوشحالم اینکه اینها به من کمک کنه و الان وقتی متن دیشب رو میخوندم چقدر خوشحال شدم و دیدم چقدر عالیه همین قدم های روزانه من

    و در عین حال ساده .

    مقاومت =جنگیدن =توجه زیاد =استرس =فکر زیاد =تکرار فرکانس تشدید شده!

    در واقع ما به جنگیدن با کنترل ذهن یا کنترل زندگی کنترل فرزندان یا ها نوع دیگری درواقع داریم به جنگ ناخواسته ها میرویم.

    در اینجا با فکر کردن شروع میکنم که چرا حتی ما برای کنترل ذهن میجنگیم ؟:وقتی در شرایط ناراحت کننده ای قرار بگیرم و مدام بخایم بگیم من اینو تغییر میدم ومن میتونم تغییر بدم من اینو اینجوری تصور میکنم من خلافشو تصور میکنم .. ولی با همه حال باز هم حالتان بد است!

    ما در زمانی میتوانیم ذهنمان را کنترل کنیم که اینکاربرایمان ساده باشد و یا

    باید از تقلب استفاده کنیم مثل: در موقعی دوستت جوابتو نمیده و تو شک میکنی بهش و اگر در اون لحظه در خیابان باشی بسیار بهتره اول بگی من نمیدونم و شاید قضاوت کنم شاید یجا دستش بنده و نمیتونه و حتمن بهم میگه و خلاصه مطلب به ی کافه برین و از نوشیدنی که دوست دارین لذت ببرین و موقعی که ازش رها بشین تماس دوسته عزیزت را خواهی دید!. وبرای برطرف شدن اون موضوع و بسیار عالی است که درمورد اون فکر بنویسید و توضیح و فکت دوستت عزیزت را هم همینطور زیرا این بهترین کمک برای یک ذهن بدبین است تا درمانش کنید.

    اگر توجه کرده باشید روز هایی از زندگی بوده که شما داستانی براتون پیش اومده که بسیار ناراحت بودین و اینقدر خودرا ضعیف و تسلیم دیدین که از آن ناراحتی به خواب فرو رفته وبعد از خوابی عمیق انگار اون موضوع تموم شده بوده و گاهی حتی اینقدر فراموشتون شده که بعد ساعاتی یا روز هایی یادتون اومده که ع من این مشکلو داشتم !

    و این تسلیم بودن است

    وقتی نیاز به کمک احساس میکنیم و خود را عاجز میبینیم انگار الله یا این حجمی از انرژی یا سیستم بدنه ما به کمکمون میاد و مارو با پاکسازی نجات میده

    ولی برعکس وقتی میجنگیم داریم میگیم من توانمندم من من من و من !

    من میتونم

    من من من

    نه دوست عزیزم.

    من در اینروز های زندگیم به وفور فقط یاده خودم میارم که خدایا من ناتوانم

    من ضعیفم و بسیار کوچکم

    تو خدایی تو بزرگی و تو داننده ای تو خالقی و تو صاحب قدرت هستی

    خدایا تو کمکم کن تو ببرم

    من نمیتونم من نمیدونم

    و به میزانی که با این کلمات بتوانم سیستم فکری عملی ام را منحل و از منیت و اینکه من میدانم رها شوم،

    میبینم که به صورت معجزه آسایی هدایت یافتم و چقدر نتیجه بهتربوده و حالم بهتره

    ولی وقتی روی خودم حساب میکنم و با غرور و منیت باشم انگار عملا جهان میگه تو هیچی نیستی .. و درواقع با نگاه سیستمی توضیح میدم که وقتی روی هرچیزی حساب کنی حتی روی خودت درواقع کانون توجهت میشه خودت! و اجازه دریافت از جهان را نمیدهی !

    من اینهارو مدت ها کشید تا درک کنم و اینجوری سادشون کنم .

    اعتماد به نفس حقیقی از فروتن بودن میاد نه از غرور .

    غرور گاهی مثل شرایطی که کسی میخواهد شمارا نابود و خراب کند میتواند صلاح ارزشمندی باشد برای گذر لحظه ای و البته من هنوز هم شاید درک درستی ندارم و تمام این نوشته ها تا درکه امروزم است و همیشه سعی میکنم از خدای خودم کمک بخواهم و من هیچ از خود ندارم و به این رسیده ام.

    به میزان فروتنیمان در برابر خداوند سرمان در جلوی غیر از خداوند بالاست این جمله طلای استاد من سید عزیز است

    و من این حرفش رابرای مدتی درک و زندگی میکردم و درک کردم لازمه آن رها گونه بودن است..

    همه چیز با رهایی میآید .

    ولی ماها عمومن در فکر خود زیست میکنیم و رهایی در تضاد با این موضوع است .

    نشانه رهایی :آرامش بیشتر است.

    و نشانه فکر زیاد: استرس ،ترس، نگرانی ،شک ،تردید و دودلی است .

    فکر زیاد شمارا با لذت بردن از زندگی جدا میکند .

    میتوانم قسم بخورم که شما اگر فردی را دیدین که حالش خیلی خوبه و به خودتون گفتین در درونتون این داره زندگی میکنه و خوشبخته

    اینو دیدین که اینفرد بسیار بیخیاله و از جاهایی که تضاد با شخصیتش داره فراریه!.

    این افراد عمومن چهره خوب و شادابی دارن و بسیار پر طراوت هستن .

    من لحظات کمتری از زندگیم رو در این فرکانس زندگی کردم ولی میدونم از چی صحبت میکنم .

    و چیزی که از نظرم بدیهی میاد اینه که این فرکانس یک فرکانس معمولی و پایه از هدایت خداوند است .

    در واقع بسیاری از ما انسان ها نمیدانیم که کجای زندگیمان هستیم و در یک درد و رنج به سر میبریم ویا در حسرت هستیم .

    و این با این باور محدود که زمان کمی دارم و زمان به سرعت داره میگذره و دارم پیر میشم و فرصت زیادی ندارم سمی ترین باور ها هستن که تمام حرکت های مارا بر مبنای عجله و بدو بدو و گذر در افکار و خیالات واهی میشود و مارا در قالب محدود جای میدهد .

    درواقع میخاهم به شما بگویم که خداوند در کتاب آسمانی میگوید شب و روز را به وجود آوردیم تا حساب روزهایتان را بدانید!

    بهش فکر کنید! و حتی اگر بهش فکر هم نکنید و با کمی تمرکز مطالعه کنین متوجه منظورم شدین یا میشین .

    حساب روز ها! نه کم شدن وقتمان..برای زندگی و آرزوهایمان!.

    زمان برای همه چیز هست، همه چیز ، حتی اگر شما فردی 80ساله باشین که این متن را میخوانید و آرزوی بلند بالایی دارین که فکر میکنین نیاز به 50 سال زمان دارید مطمعن باشید زمان خواهید داشت و این وعده خداوند است

    حتی اگر در بدترین حالت باشین که توام با سن بالاتر و ناامیدی باشد ولی اگر دارید چنین متنی را میخوانید بدانید این اولین نشانه است و امید حتی نیروی جوانی را نیزبه وجود شما می آورد و حتی در زمانی که حالتان بهتر باشد چهرتان را درآِیینه 40 سال جوانتر مشاهده خواهید کرد!

    این یک حقیقت است اگر شما اینرا بپذیرید وحتی چه نپذیرید.

    در زمانهایی که ماشروم مصرف کردم به وضوح این را درک کردم که میگویند زمان وجود ندارد !

    و اینرا درک کردم که با ران شدن این تفکرات:دارم زمان را از دست میدهم و دارم پیر تر میشوم و برای نتیجه گرفتن از این الگو که:از حساب کردن رویه زمان و البته خود(شرک است)خواهد آمد.

    اینها مارو گمراه میکنه و کم کم ناامید تر ..

    فهمیدم ما در لایه لایه های زمان با افکارمان از جهان آنچه را که میخواهیم میگیریم ،گاهی با ناراحتی ،گاهی با شکایت ،گاهی با خوشحالی (مثبت)

    در هر لحظه هر دوی اینها در ما هست

    وعده خداوند که آرامش میدهد و حاله خوب و وعده نجوای ذهن که نارحت میکند و ناامید.

    درواقع همه چیزازانتخاب توجهبه وسیله دیدگاه ماست که نشانه آن : احساس است .

    و هیچ چیزی برای زجر دادن ما نیست .

    ولی درک این موضوع تا زمان تغییرمان نیاز به مقداری مداومت ایمان و تکرار دارد.

    ما باید مبنای عملمان را از بیس تغییر دهیم

    باید بتوانیم از رفتن و دویدن به دنباله یک قرون و دو قرون های جهان دست بکشیم باید بتوانیم آنچه را برایمان درد آور است ولی تنها راه در ذهنمان برای به دست آوردن روزی مان را رها کنیم !

    بله باید گاری زهوار در رفته ای که در سربالای میکشیم به دنباله خود رارها کنیم.

    سالها مغازه داری کردم در ماه های آخر مخصوصن به وضوح قدرت رهایی و لذت بردن را با منتظر یک خریدار و حساب کرد ن روی مقدار پولی که آن خریدار بدهد را تفاوتش را با ظرافت درک کردم.

    بیاید براتون واضحتر بگم

    چندین و چند مشتری میومدن و جنسی رو انگار چشمشون میگرفت و من دردلم در همان لحظه روی فروش آن حساب باز میکردم و به طرق مختلف مشتری همیشه دست خالی میرفت بیرون ..

    و مخالف آن وقتی این میشد میگفتم من باید حالم رو خوب نگه دارم و و با روی خوش فقط پاسخگوی مشتری ها میشدم و مشتری هایی میامدند و خرید هایی میکردند گاهی به اندازه دخل 2 هفته مغازه ام !

    خیلی خلاصه شده گفتم ولی کله الگو همین بود و حتی این مثالی که زدم رو دقیق یادم هست

    که یک زن و شوهر که یک تیشرت سفید و چند رنگ دیگشو هم پسندیده بودند ومن داشتم این حساب کتاب رویه مبلغ خرید را میکردم و رفتن از مغازه به شکلی باور نکردنی مشتری که پسندیده بود هم جنس و هم قیمتش را مناسب میدانست و..! و گفتم من باید حالم رو خوب نگه دارم..

    و به یک دقیقه هم نکشید که خانواده ای اومدند و خرید بسیار خوبی از من کردند که چندین برابر آن مبلغ میشد و به وضوح این را یادم هست.

    حاله خوب یعنی حساب رویه خدا و وعده او..

    ولی وقتی حساب کتاب رویه مبلغ و فروشی میکنی که اتفاق نیافتاده تو با این نگاه شرک آلود آن نعمت را از خودت دور میکنی .. زیرا این یعنی حساب روی غیر از خدا حالا یا فروش جنس یا یک آدم و یا وعده یا آدم و..

    وقتی حالتون رو بخاین خوب کنین درونن از این باور که میرسه بابا روزی که همیشه رسیده مگه ندیدی؟ برو رها حالشو ببر.. و خلاصه مطلب به یک نیرو انگار وصل میشین که امید و اطمینان به همراهشه

    نمیدونم تا چه حد خوب بیانش کردم ولی این تمام حقیقت است.

    من تمام بند به بند موضوع فروش را صدها بار و در جهات مختلف آنالیز کردم تا اینهارو از خودم و رفتارم کشیدم بیرون و اینهارو در عمل بسیاری از فروشنده ها و مغازه دار ها دیدم

    و در مقابل مغازه دار هایی رها هستن ..

    بیخیال و حاله خوب رو دیدم اونکه میاد مغازش ی حالی انگار عوض کنه از جارو زدنش لذت میبره به مشتری احترام میگذاره ولی نگاهش به مبلغ و حساب کردن رویه کارته مردم نیست با مشتری ها بسیار خوش برخورده و خیلی کارش درسته همه مشتری هام این انرژیشو دریافت کردن و دوستش دارن مثل آهنرباس مشتریت برای وجودش میان اصلا خیلی مواقع دوستای عالی از مشتری ها براش شکل میگیره و خیلی صداقت داره مرجوعی قبول میکنه و.. بسیاری خصوصیات دیگه که همه ازیک فردی میاد ذهن بهتر و رهاتری داره و درونن میاد لذت ببره نه اینکه بیاد به دست بیاره !

    اینها همیشه آدم هایی هستن که مثل گنجن یا حتی فروشنده های اینچنینی با چنین شخصیتی اینقدر دنیا بهشون جایگاه مناسب میده که مثلا اون آدم بعد از مدتی اینقدر مغازش شلوغه که خودش نمیتونه وایسه دیگه و چند فروشنده میگذاره یا جهان به جایی دیگه میبرتش

    خلاصه مطلب

    همه چیز خداس :شاید بگین چه ربطی داره به خدا: خب وقتی شما جنسی میاد و با روی خوش پس میگیرین در اون لحظه به خداوند توجه کردین که بگیر که هم این مشتری خوشحال میشه و هم برات خیری پشته این مسله هست و ده ها بار امتحان کردم و الگوم این بود وقی کسی جنسی رو پس میاورد گاهی با قیمت بالاتری میفروختم به مشتری که از خریدش و حتی مبلغ که پرداخت کرده بود برای همون جنس مرجویی بسیار راضی بود .

    ایمان به نیرویی که اول میگه برات میارم ..

    حالتو خوب میکنه و بهت نوید میده ..

    بهتره بگم توجه به این وعده توجه به خدا و وعده اوست .

    همه ما تضاد هایی داریم و مشکلاتی و خداوند در این لحظه داره به همه ما میگه که درست میشه ولش کن .

    ولی کسی که خیلی در ذهن شلوغش گم بشه صدای ذهنش زیادتر میشه و نمیتونه این پیام خدارو بفهمه

    و به میزانی که اعراض کنه از نجوای ذهن

    امید که نشانه حضور خداونده و حاله خوب باهاشه رو در وجود احساس میشه و حتی در اون لحظه با نشانه های کوچک و بزرگ میتونیم تصدیقش کنیم

    در هر لحظه ذهن وراجی میکنه ولی با تمرین و توجه به خدا کم کم عضله درک خداوند در ما قویتر میشه و ما زندگی بسیار روانتر شادتر و پولدارانه تر و پر از عشق را تجربه میکنیم …

    یک مطلب بسیار مهم هم برای بار سوم خداوند یادم آورد که بنویسمش که خواسته ام بود در زمان تصحیح نوشته امشب اونم این بود که یک الگو را در بسیار ای آدم های در مسیر موفقیت دیدم

    که از دوستانم بودن و خودمم درونن داشتم و گاهی ران میشه اگر جلوش رو نگیرم اونم این بود که

    عباسمنش کیه بابا من خودم صدتا عباسمنشم :بارها دیدم اینو در دوستانی که بسیار هم خوب بودن ولی نمیدونم یا از حسادت یا از غرور میومد که من بیشتر از غرور میدیدم

    و حتی دوستایی که در این مسیر میان و فکر میکنن من میدونم من از بقیه جلوترم و من آگاهی دارم آگگگگاهی! نمیونم چه آگاهی است که اینقدر غرور به همراهش است

    اینها گمراهی است نه آگاهی !

    اینها از مقایسه خودشان میآید و..

    اینها آدم های خوبی بودن ولی غرور شاید بزرگترین صلاحی است که میتوانیم با داشتنش عملا خودمان را در گمراهی قرار بدهیم .اگر شک دارید امتحانش کنید و بعد به اینجا سر بزنید ..

    در پناه خدا باشد

    ساعت 5:36 دقیقه بامداد

    پایان امشب

    تماس فرت:l

  • 9مهر 1404 ساعت 5:08 بامداد

    تویه دفترم مینوشتم که خدایا دلیل اینکه شخصxدر فکر من هست دلیلش چیه ؟

    و به چند موضوع تکراری رسیدم ولی نمیدونم چرا اینقدر نوشتن برای من جادو میکنه انگار واقعن نوشتن من رو برنامه ریزی میکنه و البته تکرارش ..

    و مشکل من اینه که در مرور کردن کم کارم مخصوصن بعد از بیداری

    که البته بسیار مهم است که قبل از خواب هم اینکار صورت بگیره ..

    خب بریم سراغ اصل مطلب

    دقیقن چیزی که نوشتم اینه : خدایا چرا هنوز فکر xدر ذهنه منه و این بیماری مسابقه با افراد و مقایسه و ارزش گذاری بر مبنای یا ظاهر خوبه یا زیبایی یا ثروته یا اینکه توقع رفتار بهتری از فردی داشتن و..

    من فکر میکنم باید خودم رو به اونها ثابت کنم =مبنای عمل :دیگران=>قدرت دادن به عوامل بیرونی =>شرک =عذاب!

    راه حل چیست؟ توحید

    توحید چه بود؟

    احساس قدرت در درون = توجه به خود و خداوند=ایمان به خداوند=رهایی

    حالا چیزی که هست واقعن عمل به اینها مهمه این الگوهارو من بارها در دفتره هام از رفتارم در آوردم که به شکل زیر مینویسم

    مبنای عمل یا توجه ما باید تحت هر شرایط به دنیای خودمون باشه .

    توجه به خود=بروز احساسات

    بروز احساسات =توجه به خود

    بروز احساسات=صداقت

    بروز احساسات=ایمان به خدا =من ارزشمندم

    بروز احساسات همه چیز است

    البته این بدین معنی نیست ما با تمام توان گاهی عصبانیتمان را بروز دهیم

    البته میتوانیم با لحنی بسیار تسلیم گونه صحبتهایمان رو بگیم در هر شرایط حتی وقتی کسی میخاد مارا ناراحت یا نظرش را تحمیل کند

    بروز احساسات در علاقه و کاری که میکنیم

    بروز احساسات به دوستی که داریم

    بروز احساسات به اطرافیان

    بروز احساس سپاسگزاری از هر شخصی که هر کمکی به ما میکند

    بروز احساسات :احساس همه چیز است

    سپاسگزاری یا احساس است

    سپاسگزاری یا احساس در جهت مثبت خداوند است

    و خداوند گفته سپاسگزار باشید تا شمارا بیفزایم !

    یعنی نعمت ها هست

    بیاید به این سوال فکر کنیم:چرا اشخاصی در دنیا هستند که میتوانند به تنهایی یک کشور را خوراک و پوشاک دهند ؟

    این میزان که از یک الگویی میاد که عمل به ایده هاست در یک جهت و تمرکز داشتن

    یعنی اون ایده بوده و زمانش بوده ولی اون شخص در راستای اون هدفش حرکت کرده تحت هر شرایط و نتیجه عملگرابودنش یا ایمانش ثروتی است که آرزوی میلیارد ها انسان دیگر است!

    پس عمل به ایده: نشان دادن ایمان، در جهت بروزه یک احساس =خلق=ارزش =ایجاد ثروت

    شاید بگین بهم چسبوندمش ولی بروز احساس یک انگیزس ،مگه غیره اینه؟

    یک انگیزس که تداوم داشته

    و انگیزه یک احساس شدیدی هست که به دامنه فوران کردن میرسه

    و بروز این احساس و تدام درش =خلق =ارزش =ایجاد ثروت

    خیلی جالب بود این نوشته امشب بنظرم این فوقالعاده بود و از خدا خیلی سپاسگزارم

    و نتیجه به این رسیدیم که همواره انسان باید تمام توجهش به مسیر ش و خلق احساس هاش بر مبنای حاله خوبشه

    و این یعنی از بروز احساسات میاد واینجوری انسا ن به قدرت میرسه

    دوم توجهش همیشه به خودشه

    و سوم ایجاد ثروت میکنه

    چهارم اعتماد به نفس میاره

    روابط میاره

    و تا هر چیزی که آدم های بسیار ثروتمند از روابط و رفاه عشق سلامتی حاله خوب و همه ههم زیبای ها و نعمت خداوند در این مسیر درست برمبنای بروز احساسات میان

    واقعن شاید این بهترین چیزی بود که تا الان در سایته نو سازم قرار گرفت همین و عمل بهش میتونه زندگی هر انسانی رو به تنهایی برای 10 نسل بعد خودش درست کنه

    خدایا شکرت ممنونم

    فعلا

  • 7مهر 1404 ساعت 2:16بامداد

    از قدرت کنترل ذهن در تحیرم

    چشم در چشم همه چیز فرکانس است .

    در این مسیر بزرگترین تله برای مبتدیانی مثل خودم پرسیدن این سواله که من چه فرکانسی فرستادم ..

    و آدم های باهوش میگن من چه فرکانسی الان میتونم بفرستم و اینم چند وقت پیش ممنون یکی ازفایل های عالی سیدم که آگاهیش به کمکم اومد

    امروز یکی از لحظات دیدنه اینکه فرکانس چیکار میکنه و خیلی خدارو شکر کردم که اینقدر زود تونستم تسلیم بشم و پاک بشم و برام اتفاقات رو نشونه قرار بده .سپاس خدا

    موضوع این بود که تویه باشگاه چندتا پسر حرف میزدن و میخندیدن و منم یکی از نقطه ضعف هام اینه که هم عصبی بودم و داشتم سو قضاوت میکردم و اینکه خودمو هدف اونها میدیدم و خلاصه مطلب نمیدونم چی شد زدم تا فایل های سید پلی بشه یا چی که کم کم شروع کردم به اینکه من حالم خوب نیست من دارم اشتباه میکنم و ی حرکت میزدم که سیمه دستگه گیر کرد و دیدم کسی نیست ول کردم و رفتم ی حرکت دیگه و ی بچه ها باشگاه اومدو بهش گفتم و با چندتا پسرای دیگه که من فکر میکردم اینا مغرورن و چی در ذهنم ولی اونها با چه رویه خوبی و باشوخی کمک هم کردن و اصلا نذاشتن من دستم بزنم و درستش کردن و واقعن گفتم الله و اکبر این فرکاانس چیه من لحظه ای میدیدم که با بهتر شدن حالم و قطع مومنتوم منفی چه محبت و عشقی به آدم جاری میشه و چقدر این موضوع کمک کرد که این فکرا همیشه از بیماری فکری منه و من قبل از این تو باشگاه یا قبلش کم کم ی مومنتوم منفی صد در صد شروع شده بود و من اونجا به خودم تونستم بیام و البته که تسلیم شدم با قبول اشتباه و بعد اجازه دادم جهان پاکم کنه و با کمک اون پسرا مثل این بود که ی سطل آب یخ رو سرم ریختن و هم تشکر کردم و هم خیلی از خدا و این عشقشون تو دلم تشکر کردم

    قانون اینه که نقطه تمرکز من باید به بروز احساساتم فارق از اینکه چه بازتابی از بقیه باشه ادامه بدم و اگر کسی به من و احساسم نزدیک باشه و سپاسگزار استقبال میکنه از من و اگر هم کسی نتونه دریافت کنه حال و نیت خوبه منو در ارتباطاتم حتمن حالش خوب نیست اون لحظه حتمن نیاز به وقت داره تا به خودش بیاد و خیلی خدارو از این بابت شکر میکنم که شعور و درک به این خوبی رو یادم میاره

    و این باور با مثل داستان بالا چقدر کمک کرد به من که همه آدم ها خوب هستن و گاهی فقط آدما حالشون خوب نیست و یا مسیر اشتباهی رو انتخاب کردن و خلاصه همه آدم ها خوب هستن .

    یبار دیگه قانون رو تکرار کنیم

    من در تمام ابعاد خلق زندگی ام هستم آنهم به صورت ریاضی وار

    تعریف مومنتوم : به معنی شتاب گرفتن جسم یا نیرو و حتی فکر و مثل پازدن با دوچرخه که اولش سخته ولی با ادامه دادن راحت و روان میشه و این شتاب گرفتن به معنی مومنتوم ازتوضیحات دوره هم جهت با مدار خداوند سید است

    مهمترین لحظه برای ادامه مومنتوم مثبت موقعی که حالمون خوبه اینه که اگر با ی رفتار که دوست نداریم یا بهش حساسیم بتونیم بخندیم و خیلی زود خودمون رو قانع کنیم با همون حرفا که حتمن حالش خوب نیست و نیاز به زمان داره و ..

    ولی بدترین اتفاق در مقابل این اینه که من باید ازش اتقام بگیرم منم باید بهش بی توجهی کنم و این از باور های شرک گونه میاد

    چرا ؟ چون شرک یعنی قدرت داشتن عوامل بیرونی در من و وقتی ما میخواهیم از یکنفر انتقام بگیریم یعنی اون آدم در دنیای من قدرت دارد و قدرت ناراحت کردن من را دارد و این باعث ایجاد تکرار اون موضوع ناراحت کننده برای ماست

    راه حل چیست ؟ باید مرحله به مرحله با هر فکر و از نوشتن و هرچیز استفاده کنین تا حالتون بهتر بشه و جایگزین کردن باور های توحیدی از این دسته که کسی در دنیای من قدرت ندارد جز خودم و خدای خودم یا بهتره بگم باوری که نسبت به خداوند دارم ..

    اصلا اون نیتش بد من چرا باید بهم بریزم ؟

    (قانون بعدی ما قدرت کنترل جهان بیرون از خودمان را به هیچ عنوان نداریم و نخواهیم داشت .

    در موضوع خط بالا آدم هایی که فکر میکنن در زندگی دیگران قدرت دارن مثل چشم زدن و یا حتی بعضی از ماها که میخواهیم ناجی دیگران باشیم

    درواقع بسیار خوب است به دیگران کمک کنیم برای حاله بهتری که بگیریم و بدهیم ولی ما نمیتوانیم به دیگران کمکی هم بکنیم تا زمانی که آنها اجازه ندهند و این موضوع رو ادامه نمیدم چون طولانی میشود)

    و تکرار بیشترش این رخداد برای ما در موقعیت های مختلف : چرا ؟ چون ناراحتی یعنی برانگیته شدن احساسات شما به افکار شما وآنهم در جهت منفی و در نتیجه اگر ادامه دار باشد حتمن تکرار میشود و دوباره به دامنه رخداد میرسد

    حتی گاهی یک تله دیگه هم هست :تله2: (یادم رفته بود و خدا یادم آورد با مرور و برطرف کردن اشکالات نوشتاری !)ترس از تکراره آن موضوعه ناراحت کننده و در اینجا مثاال بی توجهی دیگران به من رو برسی کنیم: ترس یک توجه درونی است که آنرا پس میزنیم و میگیم من اینو نمیخام یا زور میزنم که باهاش بجنگم ! و البته اینها درک و تعاریف من تا امروز است

    ترس مثل یک چیزیه که در سیاهی گم شده بنظرم در تصور من و مثل اینکه اون ی چیزیه که با ی کش مانند به ما متصله و در قرآن جالبه اینم اومد بگم که مثال میزنه مثل دم بهتون چسبیده! و البته دقیقش رو یادم نیست ولی مطعنم مرتبطه چون این قانونه.

    و راه حله این موضوع تمرین کردن و رها کردن آن است

    باهاش روبرو شدن و بغلش کردن و پذیرفتنش ولی رفتن تو دلش و چیزی که اتفاق میفته میبینی که مهو میشه ! و میبینی که وجود نداشته و البته همه اینها نیاز به عمل داره

    روبرو شدن با ترس با جنگیدن خیلی متفاوته

    من با جنگیدن اونرو بدتر میکنم ولی با رفتن تو دله اون ترس چون آمادگیشو دارم و تسلیم شدم مهو میشه ولی جنگیدن یعنی اون رو بهش قدرت میدیدم و نمیخایم بپذیریمش و برم تو دلش میخایم ی راه حل پیدا کنیم تا ماهم بهش ضربه بزنیم یا ی نقشه ای خلاصه بکشیم

    ولی تسلیم بودنه اینه که من تمام توجهم رو رویه کاره خودم و بروزه احساسم میگذارم و اینم بر مبنای لذته من اگر باشه درسته حالا هرچی که بهم حال میده و البته که انتخاب درست و صحیح احترام گرفتن و احترام برای خود قایل بودن و احساس این خوبی در خود و ستایش این خوبی در خود!

    و بعدی اینکه بدتر از آن یعنی دیگران قدرت دارن تا من رو ناراحت کنن و یا کلا من رو تغییر بدن و این نتیجش عذاب و درد خواهد بود که اینم نتیجه شرک است

    و مقابل آن توحید اینه که من عشق هستم من ارزشمند هستم و احساسم را بروز میدهم اگر کسی پذیرا بود خوشحالم و اگر کسی هم پذیرا نخواهد باشد بازم خوشحال میمونم چون من قوی هستم و احساساتم را حتی به اشتباه گاهی بروز میدهم و شجاع هستم و قدرت میگیرم از خوبی و حتی ناملایمتی دیگران چرا که من حتمن آدم قدرتمندی شدم چرا که اون چرا میخاد به من ضربه بزنه ؟ چون منو و در ذهنش قدرتمند میبینه و میخاد با این کارش منو بکشه پایین ! یا حتمن حالش خوب نیست ی اتفاقی افتاده خیلی تو فکره بده خدا و اینکه خیلی خوبه که اصلا حتی در مرحله بالاتر اینقدر قدرت آدم ها در دنیای من کم بشه که من نیاز به تکرار بعضی این رفتار های فکری رو هم نداشته باشم و خیلی زودتر ازش عبور کنم

    شاید شخصی بگه خب داری مثالی میزنی که دیگران بخان منو خراب کنن : ااول اینکه من از 1 درصد میگم در ذهنه خودم و اینکه دوم حتی اون آدمم بده هم من داشتم که همه آدم ها خوبن رو قبلا ها که سنم پایین بود یادمه بعضی هارو خیلی پشتشون حرف میزدن و به تورمن میخوردن مثل فرشته بودن برام ! یعنی حتی اون آدم شارلاتانم اگر 1 قسمت خوب توشه باشه که هست چون طبیعت اینه ! اون قسمت های خوبش در لحظه ای که تو فرکانست خوب باشه به تور تو میخوره ! بنظرم امشب کولاک کردم با یاری خدا

    من حتی تا یک هفته پیش اینقدر مقاومت داشتم که چندینو چند ساعت پای کامپوتربرای حل ی موضوع ساده برای این سایت ورد پرس میگذاشتم و الان الهی صدهزار بار شکر حداقل شبی یک تا دو محتوا تو این سایت گذاشتم و خیلی از این بابت خوشحالم و به خودم میبالم که اینستامو پاک کردم یک هفتس و تونستم در مداره بهتر باشم یعنی اجازه بدم خدا هدایتم کنه بهتر

    دوستتون دارم در پناه خدای یگانه باشین فعلا دوستای من

    برگشتم به امشب که این چند مورد درک رو هم بزارم اینجا اول برای خودم

    قرآن سوره مومنون:

    آیه اول1:به راستی که مومنین رستگار شدن ..

    حالا میگه این مومنین نشونه هاشون چیه

    2:اونها که در نماز هاشون فروتن هستن : خب همونطور که گفتیم نماز در قرآن به معنی صلو و یا توجه است

    پس یعنی اونها که توجه میکنن به نعمت ها و هدایت های خداوند و حالشون خوبه به دلیل شخصیت سپاسگزارشون و آدم های خیلی عادی و خوش رویی هستن و مغرور نیستن و خودشون رو در برابر خدا کوچک میدونن و خلاصشو بگم : اشخاصی که از خداوند میدونن همه نعمت ها مثل رابطه و ثروت و همه چیزو کردیتشو به خدا میدن در درونشون و از غرور دوری میکنن و حالشون هم خوبه به سبب باور و ایمانشون به خدا و خیلی خاکی هستن و خیلی باحالن

    وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَنِ ٱللَّغۡوِ مُعۡرِضُونَ 3 آنها که از کارهای بیهوده روشون رو برمیگردونن خب بیهوده به معنی بی حاصل و چرتو چرت و چیزی که به درد نمیخوره تهش

    و از خلافش میشه بهتر فهمید یعنی آدمایی که وقتشون رو صرف حرف خوب کار خوب خلق ارزش و کار های درست درمون میکنن خلاصه ی چیزی که ی قدم مثبته برمیدارن

    وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِلزَّكَوٰةِ فَٰعِلُونَ آنهایی که زکات پرداخت میکنن

    حالا من ی توضیح خلاصه میدم :زکات یا بخشیدن مقداری از دست آورده رو شخصی انجام میده که باور داره بازهم براش میرسه و این از منظر باور فراونی است

    دقیقترش رو میتونین در عقل کل عباسمنش برسی کنین https://abasmanesh.com/fa/aghlekol-question/پرداخت-زکات-که-بعداز-نماز-در-قرآن-سفارش/

    وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِفُرُوجِهِمۡ حَٰفِظُونَ کسانی که کنترل بر دستگاه تناسلیشان دارند یا خلاصه با شخصی به بهش تعهد دارن و یا خلاصه مطلب آقا کمنرل دارن بر غریزه جنسیشون تا از راه درست و پاک بهرمند میشن و در آیه بعدی

    حتی اینم توضیح داده میشه که یا همسر یا خلاصه مطلب حتی اگر دوست دخترش هست یا خدمتکارش از راه درستشه نه اینکه بخان با هرکسی یا به هر طریقی این نیاز رو برطرف کنن

    و اصل پاکدامنی هست

    و میگه هرکسی جز این بکنه از تجاوزکارانه و به نظرم به این معنیه که کسی که اینکار ومیکنه چرا ؟ چون مثلا کسی که به دنبال رابط های متعدد باشه خیلی تاثیرات منفی زیادی میگذاره و اینکه از باور کمبود میاد و خیلی ریشه ای میشه

    خلاصه از مدار نعمات خدا خودشو خارج میکنه و از باور های محدود و فقر ذهنی میاد و چنین شخصی نمیتونه در مدار خداوند بمونه و در اون فرکانس خوب و احتمالا تجاوز کار به این معنی هست

    میگه آنها که به

    و در آیه 8 میگه اونهایی که سر وعده و عهد هاشون میمونن و صداقت دارن وامانت دار هستن

    وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَلَىٰ صَلَوَٰتِهِمۡ يُحَافِظُونَ :آیه 9 بنظرم این یکم تخصصی هست احتمالا میشه اونهایی که مراقب توجهشون هستن !

    و در آیه های بعدی وعده های بهشت هایی رو خداوند به این آدما میده و احتمالا ازافعال مضارع هم باید در این آیه ها استفاده شده باشه که من خیلی کم سر در میارم ولی توجه نکردم ولی حتمن همینطور هست چون الگوی آیه های مشابه قبلی که میدونم اینجوری بودن

    افعال مضارع به معنی همواره و پی در پی هست

    فعلا دیگه خستم ساعت 4:14 صبح

  • ساعت 3:57 صبح 6 مهر 1404

    شاید تمام امروز یاا بسیاری از توجهم به درک سیستمی از خداوند بود

    توی چیزی که خیلی عالی تونستم در باور خدا در خودم شکل بدم قبول جهان هستی یا این حجم انرژی یا الله هست که به معنی ال اله یعنی یک الهه واحد

    تویه سایت عباسمنش خیلی کامنت ها و درک بچه ها قوی هست به شکل حیرت انگیزی میشه صدها و صدها نفر رو از کامنت هاشون و درکشون ستایش کرد

    بهترین تعریف از درکم در این سال ها اینکه خداوند یک انرژی است که با مجموعه ای ازقوانین خودش را گسترش داده و میدهد و خواهد داد و چیزی که هست به ماهم قدرت خدایی داده یعنی روحی که به ما داده تکیه ای وجود و اصل اوست در وجود ما موجودی به نام انسان هست یعنی ما یک خدا و با قدرتی بسیار زیاد در کالبد یک انسان هستیم .

    خداوند با مجموعه ای از قوانین در حال رشد و گسترش خودش است

    1 : این قوانین چیست ؟

    2:این قوانین چه کمکی به من میکند ؟

    3:این قوانین در زیسته انسانی من قابل استفاده است؟ و چه بهره ای دارد ؟

    دوسته عزیزه من اگر این متن رو میخونی من تمام سعیم اینه که اول به خودم وبعد به دیگران بتونم کمک کنم و ارزش خلق کنم از بابت پاسخ به این سوال ها و تمام اینها در اول یک جنبه شخصی دارد و صد درصد که من سعی دارم روزانه دیدگاهم را رشد دهم و بی ایراد نخواهند بود.

    پاسخ به سوال 1:تمام چیز هایی که در طبیعت وجود دارند و تا موفقیت های آدم ها و حتی فکر ها و اتفاقاتی که برای ما رخ میدهد از الگو هاست و الگو ها قسمتی از قوانین هستن

    میوه ها با خطوطشون ، آدم ها با استمرار در مسیر لذت هاشون و علایقشون، یک اتم توسط قوانین در حال حرکت و جنبش است و همینطور یک کهکشان و..

    قوانین حتی در تفکرات من و درک من به جهان ریشه دارد و مهم ترین اصل پیشرفت جهان قوانین و شناخت و استفاده از آنهاست.

    جواب 2:اگر قوانین را بهتر درک کنم زندگی ام روانتر، شادتر و با اطمینان بیشتر عمل خواهم کرد و یاد میگیرم که چطوری با پترن ها یا الگو ها در تمام ابعاد زندگی ام ارتباط بگیرم و در این راستا عمل کنم و نتیجه اش یقینن مرا بهتر رشد میدهد تا بهتر درک و خلق کنم

    جواب 3:زیرا وقتی تو در مورد موضوعی فرمول آنرا بدانی بسیار بهتر میتوانی آنرا درک کنی مثل شخصی که در روند ساخت موسیقی تئوری موسیقی را بلد است او با شنیدن آهنگ ها به راحتی میتواند ایده بگیرد و ساخت یک موزیک و مسیرش در ذهن آن راحتتراست تا شخصی که برنامه اف ال را دارد و بدونه هیچ آموزش شروع با زدن بیت میکند و موفق میشود در بهترین حالت بیت عالی بزند ولی احتمالا برای تکرار اینکار شانس کمتری دارد چراکه اون احتمالا سلیقه و شوق به خرج داده و انگیزه بسیار زیادی داشته است ولی اگر این شخص تئوری موسیقی را بیاموزد و آموزش ببیند چه؟ یقینن بسیار راحتترو در زمان کمتر و با کیفیت بالاتر آهنگ های زیادی را بسازد .

    ساید شما بگویید من یک لوله کشم یا تعمیر کارم :شرط میبندم که تمام شغل ها از مجموعه از قوانین تبعیت میکنند و اگر در شغلی استمرار داشته باشی یقینن به این قانون خواهی رسید و حتی با فکر کردن و الگو گرفتن از افراد چیزی که بسیار از استاد عزیزم آموختم توجه و یادگرفتن الگوهای تکراری در روند افراد موفق است و این حقیقتی واضح است .

    موضوع بعدی ایمان درونی است

    مطمعنم در زمانی شما این احساس را تجربه کرده ای در هرکاری یاعملی یا در روابط و .. شاید شده که تا حالا فردی به شما با نیت بدی برای تخریب یا هر نوع نیت دیگه بخاد بدگویی کنه و بهمتون بریزه ولی اون لحظه شما احساسی در درونتون هست که این هیچ کاری نمیتونه بکنه و برعکس زمانی کسی شمارا تحدید میکنه و ترس تمام وجود شمارا فرا میگیره در این لحظه ام اگر شما این احساس و فکتش را به یاد بیارین و ازش الگو بگیرین بسیار راحتتر میتوانید از آن مانع ذهنی و توهم بازدارنده عبور کنید

    یا مموضوعی دیگه اینکه تاحالا دیدن شخصی از کاری پول درمیاره و شما با دیدن اون در درونتون یک اطمینان دارین که بابا من صد برابر بهتر از این طرف اینکارو میتونم انجام بدم مطمعنم .. و این روند شک دهی به یک باور قدرتمند کننده است

    شبکه های اجتماعی با سانسور های زیاد و شلوغی زیاد و ایجاد دوپامین مصنوعی بسیار شمارو از مسیر رشد بر اساس باور های قدرتند کننده دور میکند

    مثل مقایسه خودتون با شخصی که حقوق چند ماهش را هزینه یک عکس کرده و ذهن در اینجا با مقایسه در جهت معکوس قدرت عمل خواهد کرد و کم کم احساس شما و باور شمارو بسیار در جهت منفی رشد میدهد که این بدترین نوع سم برای یک انسان است زیرا همه چیز از باور های ماست.

    فعلا دوسته من.

  • 4 صبح شنبه5مهر 1404

    به نام خدا

    داشتم این فایل بینظیر سید عزیز رو گوش میدادم https://abasmanesh.com/fa/perception-of-universal-laws-in-quran-2/

    و چیزی که واقعن متحیر کننده بود که در فایل مشخص میکنن اینه که یبار موسی از مشکلات میگه و یبار موسی دعا میکنه

    در زندگیمون هممون اگر به خدایی ایمان داشتیم درونن شاید اینو لمس کردیم

    امشب یک از روز های عالی دیگه زندگیم بود و از هر لحاظ نعمت ها سرازیر شدن از روابط و دوستی ها تا ..

    چیزی که بود در خانه چیزی که به عنوان ناراحتی از پدرم در ذهنم بود و سعی کردم من درست باشم و با خوشرویی بیشتر رفتار کنم و فهمیدم همه چیز منم

    همه چیز

    تو باید تحت هر شرایط خوب باشی نباید به هیچکس ورچسبی بزنی و حتی خودت باید بتونی زیباهارو در هر لحظه تصدیق کنی

    شاید بشه فکت آورد از نارضایتی ها ولی به هیچ دردی جز درد اضافه کردن نمیخوره

    دقیقن با دوبار متفاوت در مورد یک موضوع من امشب اینو فهمیدم از این رفتارم که من نیتم خیر شد و از این در وارد شدم و پرده های سیاهی که در رابطه با حضور پدرم در خانه بود در ذهنم انگار پاک شدن

    چند وقته پیشا تحت فشار زیادی قرار گرفتم و همواره از خدا کمک خواستم و به عجز و ناتوانی ام در برابر حتی کنترل خودم و ذهنم در برابر خدا تسلیم شدم و از اون روز به میزانی که تسلیمم میفهمم کمک هارو

    چقدر همه چیز باز و روشن میشه وقتی همین یک دعا رو میکنی مثل اینکه پروردگارا چشمم را به زیبایی های زندگیم باز کن و در همین لحظه این کلمات مثل جادو عمل میکنن و البته نیاز به تکامل دارم زیرا من میدانم که انسان ها بسیار ضعیف هستن و میدانم که قدرت تسلیم بودن و سوار شدن برموج هدایت رو

    بیاین با زندگی یک لذت است شروع کنیم

    مثل طعم یک هندونه خوشمزه و خنک

    مثل شوخی و صحبت با دوستی که دوستش داریم و دلمون براش تنگ میشه

    مثل حضور خانواده و دوستانی که عزیز هستن

    و دیدن تمام ایراد ها که میبینیم از نوع نگاهمان نه حتی خودمان

    مهربانی باید به تمام وجود یک انسان رسوخ کنه تا انسان به روح خود متصل باشد

    امروز هم یک سفر بود و این سفر میتونه بسیار زیباتر باشه ولی با حفظ ایمان و شادی با یاد خدایی که مراقب من است و من رو به بهترین جاها و آددم ها و اتفاقات هدایت میکنه

    و این یک حقیقت است

    اگر خودرا تنها ببینی زیر فشار از بین خواهی رفت و اگر ایمانت به خدارا داشته باشی همواره حتیدر سخت ترین شرایط ها حالت عالی خواهد بود و با شادی مسیر زیبایی را خواهی گشود

    و این را در تمام ابعاد ببین گاهی محدودیت ذهن بعضی از خواسته ها یا رویا هایمان رو سخت میکنه ولی چیزی که هست از چشم خداوند بسیار متفاوت است و قلب ما با احساس خوب مارو با میانبری رویایی به بهتر از آن خواسته هدایت میکنه

    هرچقدر به خدا و این نیروی حقیقی ایمان داشته باشی اورا بهتر و واضحتر احساسش میکنی و حالت بهتره

    اون نمیمیره اون همیشه باهاته و اون گره گشای هر دریه و اون تمام جهان رو در اختیار داره

    دقیقن مثل مثال معرفی که اگر بابات ی آدم بسیار پولدار باشه و تو پول حیاطی لازم داری و با ی تلفن به پدرت اطلاع میدی و اون میگه بابا جون تا صبح به حسابت میزنم آیا دیگه به اون مشکل فکر میکنی ؟ فکرنکنم!

    گاهی نگاه به آسمان و گاهی نگاهبه گل ها درخت ها حیوانات و آدم ها و این تنوع باید چیزی رو در این نقاط اشتراک و تفاوت ها به ما نشون بده که چه نیرویی این تنوع رو خلق میکنه !

    زمینی که مرده بوده مثل سیارت دیگه و زنده شده و قابل زیسته و هنوز نقاط بسیاری در این بزرگی اش کشف نشده ..

    ایمان اولین قدم است و نشانه اون حاله خوب ماست

    پس در هر لحظه افکارم رو در جهتی بهتر تنظیم میکنم و هر زیبایی را در اطرافم و دیگران و خودم بهش توجه میکنم . فعلا دوست عزیزم

    پایان 4:27 صبح شنبه

  • 4مهر 1404 روبرو شدن با سیاهی ها..

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست نعمت هایت هدایت کن و بس

    چیزی که هست همه چیز از ایمان به خداوند میاد و این یک احساسه ،نه یک کلام نه یک تعریف بنظرم افرادی باشن که همواره این احساس رو دارن و وقتی باهاشون در مورد خدا حرف بزنی احتمالا ردش کنن در صورتی که بتونی خیل یعالی تعریفش کنی

    افرادی هستن که فراری هستن از آدم های مذهبی و حرفهاشون ولی درونن از این نیرو بهره میبرن ،زندگی رو ساده میبینن و لذت میبرن راحت میگیرن و متمرکز هستن و خیلی به تفریح و همه چیشون میرسن و همیشه در نتیجه هستن

    شاید این تعریف یک مومن هست و نه چیزی که در کشور های مذهبی میبینیم

    من یک شخصیتی رو ساختم که خیلی نیاز به فقط عملگرایی دارم و فکر نکردن و چیزی که هست خیلی با هدایت مقاومت میکنم و البته که بسیار هم خوب عمل کردم ولی همیشه میگم نه این زندگی نیست

    این سخت دیدن زندگی و درد آور دیدنش بنظرم این پروسه اعتماد به نیرو یا بهتره بگیم این احساس

    ی مثال بزنم مثلا شما میخای ی دوست رو ببینی و دلت گرمه به این اتفاق ولی ذهنت میگه فلان و فیسان وآخرین بار چیه و خلاصه مطلب به ی ناراحتی توجه میکنه و میخاد تورو وارد مقاومت و محدودیتت کنه در اون قالب درد آور و محدود ذهنی ولی تو میری به دیدنه اون دوستت و با ی رفتار خیلی گرم و خوشحالیشو بهت بیان میکنه از دیدنت

    و میبینی دیدی؟ چی فکر میکردیمو چی شد ؟

    زندگی رو چی تعریف میکنی و به دنبال چی هستی

    دستاورد یا لذت؟

    دستاورد از نتیجه گرا بودن و از طمع میاد ولی لذت از رهایی

    دستاورد معنارو از بین میبره ولی لذت شادی عمیق و عشق و حاله خوب میاره رهایی بنظرم رویایی ترین حسه زیست یک انسانه درسته کم زندگیش کردم ولی تویه ذهنم میدونم چیه

    رهایی یا فکر کردن در تضاده با حساب کتاب کردن در تضاده

    چند وقت پیشا ی خواب میدیدم که همه چیز با رهایی میاد رهایی منشع همه نعمت هاس

    چجوری به رهایی برسیم ؟

    رهایی یعنی عملگرا بودن بر مبنای حس خوب و احساس کردن

    چند روز پیش ی مطلب میخوندم که میگفت شما یا میتونین احساس کنین یا میتونین فکر کنین

    و وقتی شما تمام قدرت رو برمبنای بروز احساس در حرف زدن تا نقاشی کشیدن تا ساز زدن و خواندن و یا .. هز چیز در هر لحظه میکنین تفاوت نداره چه کار و کجا بودن ولی مهم این است که رها شوید از تفکر و به لحظه بیاییم

    من بهترین کاری که میکنم اینه که هر لحظه هوشیار باشم و با هر ترفندی فقط یک راه فکری خوب در مورد مسایل باز کنم و بیام به لحظه و از قهوه یا هوای خوب و هرچیزی لذت ببرم

    خدایا شکرت از بابت هوای بسیار خنک و رویایی و بوی آتیش از سوختن چوب مدت ها بود دلم تنگش بود و قتی به مشامم رسید فهمیدم ..

    خدایا شکرت از بابت میوه درختانمون

    خدایا شکرت که پول دارم تا خرید کنم

    خدایا شکرت که سلامتی دارم در تمام ابعاد

    سپاسگزاری یک احساس خوشحالی ممتد است

    مثل آشنایی با دوستی که خیلی منتظرش بودی

    مثل اتفاقی که مدت ها منتظرش بودی

    و این هست و در همه جا جاریست .

    ما قدرت کامل داریم در مورد کنترل ذهن وبا توجه به چیزی که درا ون لحظه یک پله حاله مارا بهتر میکند ما یک قدم برداشتیم و حفظ این خوشحالی و امتدادش در سپاسگزاری با هرچیز و هر لحظه بزرگترین نتایج رو ایجاد میکنه

    من این رو برای خودم مینویسم و باید بدونم که سپاسگزاری همه چیز است همه چیز

    خوشحالی در لحظه و افزوده شدن ما !

    باران در حاله باریدن است ولی ظرف ما چقدر است ؟

    روزانه سعی دارم که برای بهبود خودم تمام تلاشم رو بکنم ولی وقتی به خودم میام گاهی رفتم پایین و حواسم نبوده

    اگر هوشیار باشیم در همان لحظه جلویش رو میگیریم و البته که بعد از مدتی بسیار راحتتر میشه

    باز هم میگم من نمیدونم کسی اینهارو بخونه یا نه من برای خودم مینویسم تا سپاسگزار تر باشم و یادآوری هایی داشته باشم

    در هر صورت اگر خواننده ای ایجا بود

    در پناه خداوند یکتا باشی فعلا .

  • استفاده از الگو 3مهر 1404(3.7.1404)


    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    تنها راه

    عمل کردن و احساس کردن است زیرا این کار مارو سپاسگزار میکنه و از فکر کردن زیاد باز میداره
    فکر کردن زیاد استرس میاره و عدم باور به خدا زیرا وقتی باور هات به خداوند ضعیف باشه مثل من
    استرس زیاد میشه و البته که با ترمیم این باور ها میشه همه چیز رو درست کرد ولی زمانبر است یا میزان
    آمادگی ما بسیار مهم است
    مهم نیست کجا هستیم مهم این است که هر لحظه یک فکر بهتر و کنترل فکر به عمل یعنی وقتی شما
    توجهت به کاری باشه که میکنه و باور هات درست باشه بسیار لذت میبری و اگر مثل منه بیشتر مواقع
    مخصوصن در مورد چیز هایی که میخام به دلیل اینه چالش ها وآرزو هام رو بزرگ میبینم


    اگر من به این برسم که زمان هست و باالخره من موفق میشم و باید فقط انجام بدم
    و هر لحظه ذهنم رو حواسم بهش باشه تا منو پایین نیاره وخالصه حالمو بهتر نگه دارم
    همه چیز به شکل های جادویی انجام میشه و هم زمانی ها رخ میده
    من مدت هاست صدها بار اینو امتحان کردم و دیگه به یقین رسیدم


    ی الگوی دیگه برای خودم مینویسم
    من ارزشمندم+من هر لحظه توجهم تحت هر شرایط به خودم و کارم است +من احترام میگذارم +من رها میکنم و خودم را به خداوند میسپارم =احساس ارزش و توحید . زیرا وقتی توجهت به دنیای خودت باشه و
    قدرت رو فقط در درون خودت ببینی این لحظه قدرت را به خداوند میدهی

    ولی وقتی برگی در باد باشیم و با هر آدم واتفاق و شرایط پرت و پالا بشیم و یا در روز مرگی غرق بشیم
    چیزی جز عذاب را نخواهیم زیست و چسبیدن به آرزو ها یا آدم ها یا هر چیزی جز یاد خدا .. یا بهتره
    من تما راه هارو امتحان کردم سال هاس و هنوز به دلیل شخصیتی که به دوش میکشم زندگیم تا رهایی راه
    دارم و میفهمم
    چون وقتی بندازی رو دوش خدا یعنی ایمان داری و نتیجش آرامشه
    وقتی خداوند گفته اونهایی که هدایت میشوند نه غمی دارن و نه ترسی و رهان و آزادن و سپاسگزار همه
    اینها نشون دهنده شخصیت یک انسان متعالی و رهاس یکی که خیلی ..
    با خداس
    جالبه نه ؟ و باید معامله گر باشی باید دلنبندی به چیزی تا گیر کنی و باید ایمان داشته باشی که بهت داده
    میشه و داده میشه
    برای انتخاب بلوک / را بنویسید
    من برای بعضی این حرفا خیلی کوچیکم ولی در حد توانم شاید 20 درصد عملیشون میکنم و حتی بیشتر و
    یا نمیدونم
    مهم نیست من برای رشد دارم اینکارو میکنم اینکه میدونم کار من در مسیر بودنه و نتیجه کار خداونده نه
    من .
    برای انتخاب بلوک / را بنویسید
    تنها راه: احساس از مسیر شاید یک صدا سکوت و خلق یا اثر و.. و این غرق شدن یعنی سپاسگزاری و
    حاله خوب =یک راه یافته
    زندگی یک لذته دوست دارم اینو بازیش کنم دوست دارم اینو درک کنم و بشه جزیی از وجودم فعا