نویسنده: admin

  • 4 صبح شنبه5مهر 1404

    به نام خدا

    داشتم این فایل بینظیر سید عزیز رو گوش میدادم https://abasmanesh.com/fa/perception-of-universal-laws-in-quran-2/

    و چیزی که واقعن متحیر کننده بود که در فایل مشخص میکنن اینه که یبار موسی از مشکلات میگه و یبار موسی دعا میکنه

    در زندگیمون هممون اگر به خدایی ایمان داشتیم درونن شاید اینو لمس کردیم

    امشب یک از روز های عالی دیگه زندگیم بود و از هر لحاظ نعمت ها سرازیر شدن از روابط و دوستی ها تا ..

    چیزی که بود در خانه چیزی که به عنوان ناراحتی از پدرم در ذهنم بود و سعی کردم من درست باشم و با خوشرویی بیشتر رفتار کنم و فهمیدم همه چیز منم

    همه چیز

    تو باید تحت هر شرایط خوب باشی نباید به هیچکس ورچسبی بزنی و حتی خودت باید بتونی زیباهارو در هر لحظه تصدیق کنی

    شاید بشه فکت آورد از نارضایتی ها ولی به هیچ دردی جز درد اضافه کردن نمیخوره

    دقیقن با دوبار متفاوت در مورد یک موضوع من امشب اینو فهمیدم از این رفتارم که من نیتم خیر شد و از این در وارد شدم و پرده های سیاهی که در رابطه با حضور پدرم در خانه بود در ذهنم انگار پاک شدن

    چند وقته پیشا تحت فشار زیادی قرار گرفتم و همواره از خدا کمک خواستم و به عجز و ناتوانی ام در برابر حتی کنترل خودم و ذهنم در برابر خدا تسلیم شدم و از اون روز به میزانی که تسلیمم میفهمم کمک هارو

    چقدر همه چیز باز و روشن میشه وقتی همین یک دعا رو میکنی مثل اینکه پروردگارا چشمم را به زیبایی های زندگیم باز کن و در همین لحظه این کلمات مثل جادو عمل میکنن و البته نیاز به تکامل دارم زیرا من میدانم که انسان ها بسیار ضعیف هستن و میدانم که قدرت تسلیم بودن و سوار شدن برموج هدایت رو

    بیاین با زندگی یک لذت است شروع کنیم

    مثل طعم یک هندونه خوشمزه و خنک

    مثل شوخی و صحبت با دوستی که دوستش داریم و دلمون براش تنگ میشه

    مثل حضور خانواده و دوستانی که عزیز هستن

    و دیدن تمام ایراد ها که میبینیم از نوع نگاهمان نه حتی خودمان

    مهربانی باید به تمام وجود یک انسان رسوخ کنه تا انسان به روح خود متصل باشد

    امروز هم یک سفر بود و این سفر میتونه بسیار زیباتر باشه ولی با حفظ ایمان و شادی با یاد خدایی که مراقب من است و من رو به بهترین جاها و آددم ها و اتفاقات هدایت میکنه

    و این یک حقیقت است

    اگر خودرا تنها ببینی زیر فشار از بین خواهی رفت و اگر ایمانت به خدارا داشته باشی همواره حتیدر سخت ترین شرایط ها حالت عالی خواهد بود و با شادی مسیر زیبایی را خواهی گشود

    و این را در تمام ابعاد ببین گاهی محدودیت ذهن بعضی از خواسته ها یا رویا هایمان رو سخت میکنه ولی چیزی که هست از چشم خداوند بسیار متفاوت است و قلب ما با احساس خوب مارو با میانبری رویایی به بهتر از آن خواسته هدایت میکنه

    هرچقدر به خدا و این نیروی حقیقی ایمان داشته باشی اورا بهتر و واضحتر احساسش میکنی و حالت بهتره

    اون نمیمیره اون همیشه باهاته و اون گره گشای هر دریه و اون تمام جهان رو در اختیار داره

    دقیقن مثل مثال معرفی که اگر بابات ی آدم بسیار پولدار باشه و تو پول حیاطی لازم داری و با ی تلفن به پدرت اطلاع میدی و اون میگه بابا جون تا صبح به حسابت میزنم آیا دیگه به اون مشکل فکر میکنی ؟ فکرنکنم!

    گاهی نگاه به آسمان و گاهی نگاهبه گل ها درخت ها حیوانات و آدم ها و این تنوع باید چیزی رو در این نقاط اشتراک و تفاوت ها به ما نشون بده که چه نیرویی این تنوع رو خلق میکنه !

    زمینی که مرده بوده مثل سیارت دیگه و زنده شده و قابل زیسته و هنوز نقاط بسیاری در این بزرگی اش کشف نشده ..

    ایمان اولین قدم است و نشانه اون حاله خوب ماست

    پس در هر لحظه افکارم رو در جهتی بهتر تنظیم میکنم و هر زیبایی را در اطرافم و دیگران و خودم بهش توجه میکنم . فعلا دوست عزیزم

    پایان 4:27 صبح شنبه

  • توجهات به هدایت ساعت 6 غروب جمعه 4مهر 1404..

    به نام الهه واحد

    سفر امروز تا این لحظه ..

    خیلی خوابم میومد و چسبیده شده بودم به خواب و انگیزه ای نداشتم و یک تلفن ناشناس بیدارم کرد ،صابر دوسته احسان بود در مورد کار تیشرت ها و تولید وچاپشون کمک میخواست و گفت که ی زمانی بزاریم وصحبت کنیم ..

    از خونه زدم بیرون و به این فکر میکردم که یجا برم قهوه بخورم که حالمو بهتر کنه و یعنی سپاسگزار تر بشم و البته حدود یکملیون چهارصد در حساب نقدیم بود ولی میدونم که حاله بهتر من مهمه و باید اینکارو کنم بر خلاف اینکه فکر کنم پولم کمه و نباید خرج کنم

    و خلاصه مطلب رفتم و قهوه خوبی و در جای خوبی با هزینه 45 هزار تومن خوردم و از آفتاب و نمای زیبای مغازه و اون خیابون هم لذت بردم و خیلی عالی بود ..

    سوار موتور شدم و قراری که گذاشته بودم که بیت هامو فقط پشت هدفون و در اف ال گوش کنم چرا که میخاستم اینجوری ایده ها که میان ازشون بهره برداری کنم ولی دوباره مثل 5 سال اخیر زندگیم رویه بیت ها سواری کردم و به چند نکته رسیدم

    اول اینکه من سال ها گل شکیدم و روی بیت هام پرواز کردم و اینقدر اشک ریختم و احساساتی رویایی درسته تا به اون نتیجه خروجی کهه میخام خودم رو تونستم هم جهت تر کنم و میتونم خوشحال باشم که درمسیرم ..

    نمیخام تویه ریزه کاری ها برم ..

    ولی دیدم دوباره خداوند چقدر به من توانایی و صدای بسیار زیبا داده و من باید همواره در این مسیر باشم

    مهم نیست که چند سال رو در سردرگمی با تمام توانایی هام بودم و حتی گاهیی گنده ترین های این کار را هم در خودم حل کردم و احساسی که رویه صدام داشتم از هر چیزی که در رویام بوده فراتر بود

    خیلی ناراحت بودم مدتی که چرا با این همه تواناییم اینجام و نتیجه چی ..

    ولی من وظیفم اینه که در مسیر باشم و باید حواسم باشه تا جوری خودم رو تیون کنم تا احساسم رو هم جهت با خواستم که برمینای حال بهتر باشه حفظ کنم و همینطور رها باشم و فقط حواسم باشه که درمسیر درست باشم و همه چیز را بسپرم و عمل کنم به آنچه که میتوانم و تا میتوانم بر خلاف قبلم زندگی و مسایل را ساده تر ببینم و تا میتوانم همواره تکرار کنم تا جزیی از وجودم شود .

    خدارو سپاسگزارم از بات صدایی که دارم

    خدارو سپاسگزارم از بابت این همه سال که در رویام غرق بودم و احساسش کردم

    خدارو سپاسگزارم که چقدر توانایی بهم داده و بهترم کرده در عمل به الهامات و احساساتم

    خدارو سپاسگزارم که روزی خوانندگی برایم سخت ترین کار دنیا بود و واقعیت این بود که 260 یا بیشتر از آرزو هام رو نوشته بودم و این از محالترین هاش بود که شاید حتی بسیار جسارت به خرج دادم تا بنویسمش و الان حداق نتیجه اینه که از صدای خودم چه در تک خوانی و چه در رویه بیت لذت میبرم و خیلی خیلی زیاد از اون سد ها شکسته شده ..

    خدارو شکر میکنم که توحیدی تر شدم و میتوانم به هدایت خداوند بیشتر اعتماد کنم

    خدارو شکر میکنم که فقط برای امروز رو هم پاک بودم و همچنان در برابر هدایت پروردگارم عاجزم و باید تمام امیدم فقط به او و فضلش باشد ولاغیر .

    ساعت 6:42 عصر فعلا بریم و به این فایل رویایی بپردازیم https://abasmanesh.com/fa/perception-of-universal-laws-in-quran-2/

    قسمت دوم توجهات از این روز 2 و هفت دقیقه بامداد از شروع هفته جدید که شنبه میشه

    احتمالا به دلیله توجهات و یاد آوری ها دی رخداد هایی که تونسته بودم جذب کنم ..

    با دوستی که گفتم صحبت کردیم و خیلی جالب بود که من برای وکتور کردن نیاز به بلد شدن نرم افزار بودم و اون گفت یادت میدم هرچی بخای این یک نشانه بود در مورد پاسخ خداوند.

    یک چیز دیگه این بود که دوستای دیگم رو که زنگ زدم بهشون میگفتن حاجی تو چقدر حلال زاده ای همین الان ذکر و خیرت بود و رفتیم دور دور و خوش گذرونی و آهنگ گوش دادن و کلی حاله خوب

    و البته اینو بگم که با پیشنهاد دوستی لغزش کرده بودم و تا یک دو ساعتی به اونها هم نگفته بودم که جو خوب حفظ بشه ولی چیز که بود واقعن دیدم که همه چیز تلقین هست مصرف دراگ نور وجود خدارو تویه وجودت کم میکنه بنظرم

    اینو دوباره یادم اومد که اون لحظه ای که تو فشار روت هست به میزانی که فشار روته قدرت کنترل ذهنت رو دست کم گرفتی تا باعبور از اون مانع ذهنی به خداوند نزدیکتر بشی

    و در کل موضوع بالا ربطی به دراگ نداره ولی کسی که در مسیر ترک چیزی باشه باید از این باور استفاده کنه تا بتونه پیروز باشه

    تویه انجمن ان ای میگفت تنها راه درمان عشقه ،راست میگفت اینکه اون لحظه که نیازمند میشی به خدا ازش فاصلت بیشتر میشه باید به مهربانی و بخشندگیش ایمان داشته باشی تا جهانه هستی تورو پاکت کنه و روانت رو به تنظیمات صحیح ادراکی برای یک زیست انسان سالم از لحاظ روانی و جسمانی و روحی نزدیکتر کنه

    در واقع جهانه ما یک سعود است از لحاظ فرکانسی است

    چیزی که بهش فکر میکردم این بود که انسان بعد از مرگش فقط روحش به جایی دیگه سفر میکنه و این طبق یک قانونمندی هست و انسان تا زمان مرگش روحش خواهد شد چکیده از اعمال و رفتارش

    و طبق عملکردش به جهانی مشابه تر خودش جذب خواهد شد

    نمیدونم شاید این درست نباشه ولی من یادگرفتم از سید حسین عباسمنش که همه چیز قانون است و سال هاست به این یقین رسیدم ولی احتمالا کج فهمی هایی باشه ولی قوانین تمام حقیقت هدایت این کیهان بی انتهای خداست

    یک صحبتی که سید میکرد و حقیقت هست اینه که ما به سمت خداوند برمیگردیم و همان آیه:اناللاه وانا الیه راجعون است

    که جسم و ذهن ما کامل از بین میره و ولی روح ما که قسمتی از خداوند است که خودش را با ما تکثیر کرده و میخواهد گشترش دهد به سمت او باز میگیردد

    و این ی طرف و طرف دیگه ایه هایی که میگه انسان هایی که تمام عمرشون به کار های خلاف و منفی حالا با اسم ها و خط قرمز های مخلف میکنن قسم خورده که در جهنمی فیها خالدون و دقیق برعکسش که پرهیزکاران در بهشتی فیها خالدون وعده داده شده

    اصلا کاری ندارم که این جهان وعده داده شده فیزیکی باشه یا روحانی یا حتی هردو یا شاید برای ما قابل در ک و توضیح نباشد

    ولی من در هر لحظه با افکار و احساساتم دارم خودم رو به دامنه فرکانسی از همان جنس از رخداد و احساسات هدایت میکنم به همین دلیل خداوند گفته نماز یا صلو و یا همان توجه ما رو کامل به جا بیارین و سپاسگزار باشین از بابت نعمت ها درواقع نماز یک نوع از توجه سپاسگزارانه از خداوند است و اینها باعث میشود تا ایمان ما به این نیرو بیشتر بشه و ظرف وجودیمون بیشتر شده و بیشتربتونیم از نعمت های دنیا بهره ببریم

    در واقع نعمت ها از بعد رابطه ثروت و رویایی که میخواهیم وجود داره ولی اینکه ما کجای این قصه باشیم آیا منه آرزو مند در مسیر خواسته ام خواهم بود ؟ تا اجازه دهم خداوند مرا به آن هدایت کند

    پس در واقع من تبدیل به آنچه میشوم که در مورد خودم و دیگران می اندیشم

    من دیتایی از اون رو بهش توجه میکنم و این ویروس و یا پاکسازی رو در خودم گسترش میدهم

    درواقع خداوند در سوره اول قرآن در آخر این سوره که البته تنها سوره ای است که از جانب ما صحبت میکند! میگوید خداوند مرا به سمت نعمت هایت هدایت کن نه به سمتی که مورد خشم و غضب تو قرار میگیرد و نه گمراهان پس خداوند مارا به هرچه که بخواهیم میبرد ! و انتخاب آن خیر یا شرش با ماست

    این در اعمال و افکار درونی و بازخورد آن از وجود ما با کلمات و با انواع رفتار هایمان هست

    در واقع هر خوبی از کسی ببینی به خودت افزوده میشود و هر بدی هم همینطور حالا تو کدوم رو انتخاب میکنی ؟

    و در ادامه به آنچه که هستی جذب خواهید شد طبق قانون.

    حالا تودوست داری به کجا سفر کنی ؟

    پایان این روز ساعت 2:40 دقیقه بامداد شنبه

  • ساعت 8:22 صبح جمعه 4مهر 1404

    به نام خدای یگانه که بخشنده و مهربان است

    ی انیمیشن به نام شانس luck و چندین چیزی که ازش نوشتم : بدشانسی یک تصویر معکوس از خوش شانسیه و به این فکر میکردم که چیه دلیل موفقیت رهایی

    و همه اینها تمام دنیا از الگو هاس و این کارتن هم همینو نشون میداد

    از رشد میوه ها تا تک سلولی ما که به این تکامل میرسه همه چیز طبق یک کد در زمانی رشد ودر در جهان زیست میکنه البته حداقل در بعد فیزیک ما و البته که بعد از اینجا هم یقینن زیست گاهی دیگه خواهد بود ولی مشخص نیست ذقیقن به چه صورت ..

    در دنیای فیزیک همیشه تضاد خواهد بود زیرا مبنای رشد است

    و همونطور که خداوند میگه اگر میخاستم همه رو مستقیم تویه خوشبختی و یا همون بهشت قرار میدادم یعنی چیزی که یکدست است و این خلاف عدل خداوند است که همه را بخواهد خودش جهت دهد البته احتمالا در دنیای فیزیک یا در دنیای ما آدم ها

    و اینجوری معنا از بین میرفت

    به زندگی امروزم توجه میکردم گاهی ناراحت گاهی دلتنگ گاهی خوشحال و گاهی عصبانی و در آخر با دیدن این کارتون چیزی که دوباره نوشتم این بود :بیخیالی

    چیزی که سید هم همیشه میگه من مثلا یکی از مشکلاتم این هست که سخت میگیرم زندگی رو همه زنگدگیم پر از تحلیل و کنترل شده مخصوصن در ناخوداگاه من وچیزی که هست الان بیخیالی و درک خود و درک اینکه سیاهی ها تضاد هارو ایجاد میکنن خب من ناراحتم دارم تویه دلم خوشحالی رو طلب میکنم و لازمه اش اینه که من اجازه بدم تا دنیا بهم بده من با زور زدن نمیتونم کاری رو پیش ببرم وظیفه من کمه و اون هم عمل و ایمانه

    ولی من همیشه فکر میکنم و عجله دارم

    چیزی که باعث شد اینو توبخش جدید قرار بدم داشتم به روانگردان هایی که استفاده میکردم و لحظات عالی فکر میکردم و ماشروم گاهی باعث شده بود ساعت ها اشک بریزم از احساس خوب ولی من عقیدم دیگه بر خلاف مصرف هست دوست دارم خودم به این تعالی برسم با استفاده از قوانین مثل سپاسگزاری و اینکه ما قدرت کنترل ساخت زندگی در تمام جهاتش رو داریم

    دقیقن افکارم را اون الگو های زایننده در حال ه حرکت سایکویی میبینم و اینها در واقع فرکانس های ما به جهان هستن..

    امروز در در این صبح که البته نخوابیدم مثل یک سفر بود دیگه ناراحتی ها رفته و حتی الان دلیلی نمیبینم که ناراحت باشم و همین که بنویسم واحساساتم رو بفهمم به نظرم یک قدم هست

    من خیلی جای کار دارم ولی این دلیل نمیشه عمل نکنم

    یک سفر یک احساس و گذر لحظه ای

    وقتی اجازه میدهیم تا عبور کنیم آنهم خالی شدن از تفکراتی و توجهات درهای دنیا به سمت ما باز میشه

    تویه این کارتن هم از قانون جذب صحبت میکرد مثل این ضرب المثل :کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز ..

    همه چیز خیلی ساده میشه

    چی به زبون میاری مهم نیست

    در درونت به دنباله چی هستی ؟ در وجودت چه احساسی داری

    اگر فکر میکنی یک الگوی رفتاری اشتباه داری اولین قدم پذیرش و بعد رهایی هست و تو اجازه میدی که دنیا هدایتت کنه .. جهان همواره و خودکار سیستمی وار داره اینکارو انجام میده.

    در واقع جوانی نوعی امید و انگیزه است این تعریفی است که در دفتر هام نوشتم

    ما تبدیل میشویم به آنچه که به آن واکنش میدهیم (احساسات) و این دیتا در درون ما تقویت میشه و ما به آن جنس از احساسات نزدیک و نزدیکتر میشیم و در این جهان حجمی از انرژی که بینهایت است امتخاب میکنیم که به کجا هدایت بشیم

    حالا سوال اینجاست من به کجا میخواهم خودم را هدایت کنم ؟ من به کدام قسمت از این حجم انرژی در این جهان و جهان بعدی میخواهم خودم را ببرم ؟

    ارزش از نظر من چیست ؟

    زندگی چیست ؟

    بنظرهمه چیز برای عشق و لذت است

    البته لذت های طبیعی و پاک

    این نوشته من است اما من تا چقدر این نوشته ام را در درونم باور دارم آیا اگر نقاط ضعفم به سمت من بیاید من چه میتوانم بکنم ؟

    ایا جنگیدن جواب میدهد یا تشدید میکند ؟

    گاهی هیچ

    جنگیدن راه را دشوار تر میکند این ذهن من است که به دنبال فکت میگرده و من باید این اجازه رو بدم تا خداوند من را ببرد

    خیلی از مواقه تو به دنبال جزییات میروی و وقتی به آن میرسی برایت هیچ معنایی جز پوچی ندارد و در این موقع باید بفهمی که به دنباله چه میروی

    تو به دنبال خوشبختی هستی

    تو به دنبال آزادی هستی

    تو به دنبال عشق هستی

    وقتی ویدیو هایی رو در یوتیوب میبینم که در مورد مردی که در زمان سفر کرد و چیز هایی از این دسته ها که میلیون ها بار ویو میخوره..

    دیگه برام جذابیت نداره .

    اینکه من یادم میاد حتی من در تمام ابعاد با افکار و احساساتم دارم آینده و حال خودم رو رقم میزنم خیلی برام انگیزه بخشتره

    اینکه من آگاهم که به کجا بروم ولی نمیدانم چجوری شاید جذابترین جای قصه باشه

    و اینکه میتونم به همین بیکران کره زمین سفر کنم و حتی تا پایان عمر احتمالا جاهای جدید باشه که بشه دیدش

    و اینکه من منبع جذب هستم

    این میتونه به آدم احساس این رو بده که من یک ماشین سفر در زمان هستم

    من قدرت خلق دارم و این بسیار جذابه . https://abasmanesh.com/fa/the-logbook-of-abasmaneshs-intimate-family-7/ دعوتتون میکنم به این کامنت های فوقالعاده در سایت استاد عزیزمون و البته فایلی بسیار تاثیر گذار ..

  • 4مهر 1404 روبرو شدن با سیاهی ها..

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست نعمت هایت هدایت کن و بس

    چیزی که هست همه چیز از ایمان به خداوند میاد و این یک احساسه ،نه یک کلام نه یک تعریف بنظرم افرادی باشن که همواره این احساس رو دارن و وقتی باهاشون در مورد خدا حرف بزنی احتمالا ردش کنن در صورتی که بتونی خیل یعالی تعریفش کنی

    افرادی هستن که فراری هستن از آدم های مذهبی و حرفهاشون ولی درونن از این نیرو بهره میبرن ،زندگی رو ساده میبینن و لذت میبرن راحت میگیرن و متمرکز هستن و خیلی به تفریح و همه چیشون میرسن و همیشه در نتیجه هستن

    شاید این تعریف یک مومن هست و نه چیزی که در کشور های مذهبی میبینیم

    من یک شخصیتی رو ساختم که خیلی نیاز به فقط عملگرایی دارم و فکر نکردن و چیزی که هست خیلی با هدایت مقاومت میکنم و البته که بسیار هم خوب عمل کردم ولی همیشه میگم نه این زندگی نیست

    این سخت دیدن زندگی و درد آور دیدنش بنظرم این پروسه اعتماد به نیرو یا بهتره بگیم این احساس

    ی مثال بزنم مثلا شما میخای ی دوست رو ببینی و دلت گرمه به این اتفاق ولی ذهنت میگه فلان و فیسان وآخرین بار چیه و خلاصه مطلب به ی ناراحتی توجه میکنه و میخاد تورو وارد مقاومت و محدودیتت کنه در اون قالب درد آور و محدود ذهنی ولی تو میری به دیدنه اون دوستت و با ی رفتار خیلی گرم و خوشحالیشو بهت بیان میکنه از دیدنت

    و میبینی دیدی؟ چی فکر میکردیمو چی شد ؟

    زندگی رو چی تعریف میکنی و به دنبال چی هستی

    دستاورد یا لذت؟

    دستاورد از نتیجه گرا بودن و از طمع میاد ولی لذت از رهایی

    دستاورد معنارو از بین میبره ولی لذت شادی عمیق و عشق و حاله خوب میاره رهایی بنظرم رویایی ترین حسه زیست یک انسانه درسته کم زندگیش کردم ولی تویه ذهنم میدونم چیه

    رهایی یا فکر کردن در تضاده با حساب کتاب کردن در تضاده

    چند وقت پیشا ی خواب میدیدم که همه چیز با رهایی میاد رهایی منشع همه نعمت هاس

    چجوری به رهایی برسیم ؟

    رهایی یعنی عملگرا بودن بر مبنای حس خوب و احساس کردن

    چند روز پیش ی مطلب میخوندم که میگفت شما یا میتونین احساس کنین یا میتونین فکر کنین

    و وقتی شما تمام قدرت رو برمبنای بروز احساس در حرف زدن تا نقاشی کشیدن تا ساز زدن و خواندن و یا .. هز چیز در هر لحظه میکنین تفاوت نداره چه کار و کجا بودن ولی مهم این است که رها شوید از تفکر و به لحظه بیاییم

    من بهترین کاری که میکنم اینه که هر لحظه هوشیار باشم و با هر ترفندی فقط یک راه فکری خوب در مورد مسایل باز کنم و بیام به لحظه و از قهوه یا هوای خوب و هرچیزی لذت ببرم

    خدایا شکرت از بابت هوای بسیار خنک و رویایی و بوی آتیش از سوختن چوب مدت ها بود دلم تنگش بود و قتی به مشامم رسید فهمیدم ..

    خدایا شکرت از بابت میوه درختانمون

    خدایا شکرت که پول دارم تا خرید کنم

    خدایا شکرت که سلامتی دارم در تمام ابعاد

    سپاسگزاری یک احساس خوشحالی ممتد است

    مثل آشنایی با دوستی که خیلی منتظرش بودی

    مثل اتفاقی که مدت ها منتظرش بودی

    و این هست و در همه جا جاریست .

    ما قدرت کامل داریم در مورد کنترل ذهن وبا توجه به چیزی که درا ون لحظه یک پله حاله مارا بهتر میکند ما یک قدم برداشتیم و حفظ این خوشحالی و امتدادش در سپاسگزاری با هرچیز و هر لحظه بزرگترین نتایج رو ایجاد میکنه

    من این رو برای خودم مینویسم و باید بدونم که سپاسگزاری همه چیز است همه چیز

    خوشحالی در لحظه و افزوده شدن ما !

    باران در حاله باریدن است ولی ظرف ما چقدر است ؟

    روزانه سعی دارم که برای بهبود خودم تمام تلاشم رو بکنم ولی وقتی به خودم میام گاهی رفتم پایین و حواسم نبوده

    اگر هوشیار باشیم در همان لحظه جلویش رو میگیریم و البته که بعد از مدتی بسیار راحتتر میشه

    باز هم میگم من نمیدونم کسی اینهارو بخونه یا نه من برای خودم مینویسم تا سپاسگزار تر باشم و یادآوری هایی داشته باشم

    در هر صورت اگر خواننده ای ایجا بود

    در پناه خداوند یکتا باشی فعلا .

  • استفاده از الگو 3مهر 1404(3.7.1404)


    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    تنها راه

    عمل کردن و احساس کردن است زیرا این کار مارو سپاسگزار میکنه و از فکر کردن زیاد باز میداره
    فکر کردن زیاد استرس میاره و عدم باور به خدا زیرا وقتی باور هات به خداوند ضعیف باشه مثل من
    استرس زیاد میشه و البته که با ترمیم این باور ها میشه همه چیز رو درست کرد ولی زمانبر است یا میزان
    آمادگی ما بسیار مهم است
    مهم نیست کجا هستیم مهم این است که هر لحظه یک فکر بهتر و کنترل فکر به عمل یعنی وقتی شما
    توجهت به کاری باشه که میکنه و باور هات درست باشه بسیار لذت میبری و اگر مثل منه بیشتر مواقع
    مخصوصن در مورد چیز هایی که میخام به دلیل اینه چالش ها وآرزو هام رو بزرگ میبینم


    اگر من به این برسم که زمان هست و باالخره من موفق میشم و باید فقط انجام بدم
    و هر لحظه ذهنم رو حواسم بهش باشه تا منو پایین نیاره وخالصه حالمو بهتر نگه دارم
    همه چیز به شکل های جادویی انجام میشه و هم زمانی ها رخ میده
    من مدت هاست صدها بار اینو امتحان کردم و دیگه به یقین رسیدم


    ی الگوی دیگه برای خودم مینویسم
    من ارزشمندم+من هر لحظه توجهم تحت هر شرایط به خودم و کارم است +من احترام میگذارم +من رها میکنم و خودم را به خداوند میسپارم =احساس ارزش و توحید . زیرا وقتی توجهت به دنیای خودت باشه و
    قدرت رو فقط در درون خودت ببینی این لحظه قدرت را به خداوند میدهی

    ولی وقتی برگی در باد باشیم و با هر آدم واتفاق و شرایط پرت و پالا بشیم و یا در روز مرگی غرق بشیم
    چیزی جز عذاب را نخواهیم زیست و چسبیدن به آرزو ها یا آدم ها یا هر چیزی جز یاد خدا .. یا بهتره
    من تما راه هارو امتحان کردم سال هاس و هنوز به دلیل شخصیتی که به دوش میکشم زندگیم تا رهایی راه
    دارم و میفهمم
    چون وقتی بندازی رو دوش خدا یعنی ایمان داری و نتیجش آرامشه
    وقتی خداوند گفته اونهایی که هدایت میشوند نه غمی دارن و نه ترسی و رهان و آزادن و سپاسگزار همه
    اینها نشون دهنده شخصیت یک انسان متعالی و رهاس یکی که خیلی ..
    با خداس
    جالبه نه ؟ و باید معامله گر باشی باید دلنبندی به چیزی تا گیر کنی و باید ایمان داشته باشی که بهت داده
    میشه و داده میشه
    برای انتخاب بلوک / را بنویسید
    من برای بعضی این حرفا خیلی کوچیکم ولی در حد توانم شاید 20 درصد عملیشون میکنم و حتی بیشتر و
    یا نمیدونم
    مهم نیست من برای رشد دارم اینکارو میکنم اینکه میدونم کار من در مسیر بودنه و نتیجه کار خداونده نه
    من .
    برای انتخاب بلوک / را بنویسید
    تنها راه: احساس از مسیر شاید یک صدا سکوت و خلق یا اثر و.. و این غرق شدن یعنی سپاسگزاری و
    حاله خوب =یک راه یافته
    زندگی یک لذته دوست دارم اینو بازیش کنم دوست دارم اینو درک کنم و بشه جزیی از وجودم فعا

  • 2 مهر 1404 (2.7.1404)

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    امروز دوباره داشتم خودم رو آنالیز میکردم ودیدم که بعله همه چیز باوره و من عمومن قبل از خواب اینقدر پرمیشم از افکار ناراحت کننده بر خلاف قبلم که همیشه با کلی رویا میخوابیدم

    و چیزی که هست سخت گرفتن و خواستن اینکه در این سنم آرزو داشتم که از طریق آرزوهام به ثروت زیاد برسم و خلاصه مطلب یسری سرکوب و کمالگراییی و ناراحتی درونی و توجه زیاد به ناخواسته ها من رو عمومن از مسیر خارج میکنه و یک نمودار سینون کسینوسی خالص شدم .

    خلاصه مطلب و چیزی که از یسری این اعمالم به یک الگو رسیدم برای راه حل که اینجا ذکرش میکنم بنظرم بعضی از آدم ها حتی مثل خوده سابقم درونن اینو درک میکردم و بهش عمل میکردم به جز چندین سال اخیر زندگیم که ازمسیر خودم رو خارج کردم

    این الگو اینه :رهایی+دیونه وار عملگرا بودن +بخشیدن (مالی و اشتباهات دیگران و خود)+خوشبین بودن =یک شخصیت برنده

    بنظرم اینها برای شخصی در استیت الان من فوقالعادس و البته که هرکسی که این خصوصیات رو دارا بشه یا باشه واقعن لذت میبره چون به جای فکر کردن عمل میکنه و حالش خوبه چون خوشبینه و اتفاقات مناسب وآدم های مناسبتر در مسیرش قرار میگیرن و میخشن چون باور به فراوانی و خدا دارن و بیخیالن و این دلیل رها بودنشونه و این شخصیت لذ ت میبره از مسیرش و ثروت خلق میکنه

    من اگر در این امر موفق باشم یا موفق خواهم بود یا اینجا نخواهم بود و این سایت یا جایگاهشو پیدا میکنه و یا با من به یغما میره ولاغیر

    همواره اینکه در برابر خداوند باید تسلیم بود و خود را کوچک دانست و خود را سپرد تا اون ببردت وقتی به گذشته ام و مخصوصن زیر 20 سالم فکر میکنم یک شخصیتی داشتم که اینگار خیلی خوب خدارو احساس میکردم و حتی همیشه از مادرم میپرسیدم خدا چیه و عمومن جوابی درست کسی بهم نمیداد ولی از همون زمان گاهی حتی میگفتم مامان خدا تخم مرغه؟! هه و این الان بهش فکر میکردم چطور منه بچه به این خوبی در حد خودش و در تخیلات پاکش به این میرسید دقیقن مثل یک تک سلولی و بهتر بگم خداوند داشت بهم میگفت و چون ذهن ساکت تری داشتم البته بهتره بگم بسیار ساکتتر! و البته که همه در بچگی همین بودیم و در لحظه حال بودیم

    چند روزه که اینستامو پاک کردم و یکی از اتفاقات عالی

    یکی از موضوع های دیگه که مثل الان فایلش جلوی من پلی هست https://abasmanesh.com/fa/perception-of-universal-laws-in-quran/ موضوعی که حتی در این فایل گفته شد

    من در تمام ابعاد زندگی ام خالق زندگی ام هستم و تما آنچه که اتفاق میفتد را دارم من رقم میزنم

    درواقع اگر من فکر میکنم دوستی نیت بدی در مورد من دارد در واقع من دارم هم فکر نا مناسبی میکنم و اگر ناراحت میشوم یعنی اون روی من تاثیر گذاشته و خلاصه این مطلب اینکه آدم ها در زندگی من قدر ت تاثیر گذاری زیادی دارند به طوری که میتوانند من را ناراحت کنند و این یعنی شرک و یعنی قدرت داشتن عوامل بیرونی در زندگی ما

    و خلاف آن یعنی توحید که میگه من خالق تمام ابعاد زندگیم هستم در واقع حتی الان وقتی میبینم مثلا به دنبال اندازه گیری این باشم که این دوستم شخصیتش فلانه و این آدم اینجوریه و بزار اینبارم اینو تست کنم و دارم من با این دو به شکی عاملی رو ایجاد میکنم که دوباره هم از اون دوستم حتی اگر اشتباهی سر بزند چشمم را روی بسیاری از خوبی هایش ببندم و بعدی اینکه حتی اگر اون اون چیزی که من ازش بدم میاد رو خیلی کم بروز بده اون قسمتش نسیب من میشه زیرا من به دنبال آنم!( قانون انتظار ولی در جهت منفی یا ناخواسته)

    و توحید چیست؟

    مثالی که من در ذهنم دارم نمونه از از حاله خوبه خودم در گذشته که خیلی سیراب بود شخصیتم و سر سینه بالا و خیلی فروتن و با حالی خوب میرفتم قدم زدن و اگر دوستی رو میدیدم بسیار خوشحال میشدیم و کلی از خوشوبش حتی چندین ثانیه ای خوشحال میشدیدم و از کنار هم میگذشتیم و از این اتفاق بسیار راحت بودیم و این یعنی یک شخصیت سپاسگزار و رها و توحیدی حتی درزمانی که رفتار های ناممناسبی میدیدم خیلی رااحت ازش میگذشتم خیلی راحت ..

    امشب به خدا میگفتم تو حموم که خدایا من چیکار کردم و یا چیکار میکنم که اینقدر سخت شده زندگیم و یهو نگاهم افتاد به شوینده ای که اونجا بود و نوشته این بود :میکروب زد! ی همیچین چیزی یا شاید دقیق همین بود ولی مطمعم ضد میکروب نبود !!

    دقیقن میکروب برای من دراگ زدن بود

    یادمه زمانی که من اینقدر شخصیت فعالی داشتم و اینقدر تویه وارد شدن به حوضه های مختلف اعتماد به نفس داشتم که فکر میکردم هیچی نیست که اینقدر بهم انگیزه بده که نتونم انجامش بدم وبا چندتا از دوستان صحبت میکردیم و خیلی مغرورانه میگفتم این سیگارو میبینی اینو درسته به قولی شماها بیخودی منم کشیدمو از اولش حتی گل میکشیدمم سیگار نمیکشیدم ولی اینا برای من غوله آخره اینارو میزارم که شاخشونو بشکنم ی روز

    و خلاصه مطلب تنها چیزی که شاخ منو شکوند همین مسیر بود مسیر وارد شدن به دراگ ها و بسیار منو عقب انداخت و چیز های بسیاری که شاید در آینده بگمشون

    تنها چیزی بود که در زندگیم آرزو کردم کاش هیچوقت سمتش نمیرفتم و البته من حد و حدود داشتم ولی همون هم بسیار برای من عمیق و در دناک بود و باعث بروز بسیاری از مشکلات شد و بسیار منو و روانم رو تحت تاثیر قرار داد و به جایی آوردم که حتی فکرشرو هم نمیکردم

    مخصوصن گل کشیدن و اونهم تویه ایران

    اگر کسی بخاد امتحان کنه بره بعضی از گراس هاروبه یک نفر که شیشه دوا میزنه بده تا ببینه که اون آدم با اون حجم از اعتیادش شاید برای بار دوم حاضر به استفاده این ماریجوانا های مخصوصن بازاری ایران که نه سر داره و نه ته نمیشه

    خلاصه مطلب

    خدارو شکر میکنم که برای سومین شب پیاپی سر وعدم موندم و چند قدم برای این سایت تازه تاسیس برداشتم و سعی میکنم خوبی هاشو ببینم

    خدارو شکر میکنم که امروز هم تونستم نقاط ضعفم رو در ببینم و اجازه بدم تا خداوند هدایتم کنه و رشد و تغییرش بده برام

    خدارو شکر میکنم از بابت قدر ت انتخاب و قدر ت آگاهانه تغییر ذهن که بسیار بیشتر دارم درکش میکنم

    خدایا تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم

    مارا به راه راست نعمت هایت هدایت کن و بس

    نه به راهی که سبب گمراهی و خشم تو میشود

  • بخش دفتر چه 1 مهر 1404 (1.7.1404)

    به نام خدا

    امروز هم یک روز طلایی دیگه بود داشتم با خودم فکر میکردم که من دورنن یک ناراحتی و رنج آور دانستن زندگی رو در درونم احساس میکنم و همین باعث شده که من از لحظه حال و غرق شدن در نعمت ها برام فاصله ایجاد بشه در واقع طبق قانونی که به اون یقین پیدا کردم ما با افکار و احساسات و تکرار اونها آینده خود را خلق میکنیم و اینهارو اینجا اول برای خودم مینویسم تا هم یادآوری و اگر کسی بود استفاده کنه .

    اولین روند یک تغییر پذیرش آنچه هست که مارا عذاب میدهد و یا میدانیم که اشتباه است و دومین قدم فکت هایی که تویه ذهنم به خاطر دارم از هدایت های دنیا و رشد دادنم از اعراض از ناخواسته ها و ناراحتی ها تا هدایت شدن به جایی و آدم هایی و حتی تغییرات گسترده تر در اطراف صورت میگیره انگار وقتی شما تغییر میکنید یا آدم های نزدیک شما هم به صورت معجزه آسایی با دیدن شما تغییر میکنن

    البته تنها نشانه تغییر ما تغییر احساس ماست وراه تغییر باور ها چیزی نیست جز کنترل ورودی ها که افکار از آنها زاییده میشوند و واکنش ما به افکار که نشانه این واکنش حال خوب یا حال بد ماست و تکرار اینکار باعث خلق اتفاقات شبیه به همان افکار و احساسات خواهد بود محکمتر شدن یک باور در جهت خواسته و یا در جهت ناخواسته آگاهانه و یا ناآگاهانه

    گاهی وقتی در شرایط ناخواسته قرار میگیرم و چیزی که میخواهد مرا ناراحت کند طبق آموزه های چند ساله ام مخصوصن درسایت عالی https://abasmanesh.com/ سعی تر ترقیب ذهنم دارم که باتمام وجودم یک فکر بهتر که مرا قانع کند راجب آن اتفاق پیدا کنم و گاهی میشود و گاهی نمیشود و بدتر این یک نوعی از مقاومت را ایجاد میکند

    در اینجا بهتر میتوانم اعراض را درک و تعریف کنم در واقع شما گاهی حتی نیازی به اینکار ندارید چون طبق دوره هم جهت با مدار خداوند یک مومنتوم یا یک فکر درونی در شما شکل گرفته و تنها کاری که امتحان کردم اگر بیرون باشم در این شرایط گاهی سختم سعی میکنم تا با تمام توانم به دویدن ادامه دهم و یا در خانه شنا بزنم در حدی که دیوانه وار بر من فشار وارد کند و اگر آرومتر باشد بازی کنم و البته اگر به قولی سید زرنگ باشیم و هوشیار از همان اول جلوی این فکر را بگیریم و اینکار با توجه به یک موضوع دیگر میتواند رخ دهد حالا به هرشکلی که شما بلدید!

    در واقع به وضوح میبینم که تمام اتفاقاتی که میخاهم به این مربوط میشود که من چقدر حالم خوب باشد و رها باشم .

    بزارین خیاله خودم رو راحت کنم با گفتن این راز ..

    میگم راز تا این موضوع برامون ارزشمند باشه در نظر میگیریم که فکر مرگ عزیزی یا هر فکری از اون بدتر در ذهن ماست ..

    ولی شما به این فکر میخندید و درونن حالتون عالیه و این رو ادامه میدین با ریختن چایی و لذت بردن اون با یک خرما ..

    وقتی شما حالتون خوب باشه مهم نیست که چه فکری و تا چه حد وجود شمارا فرا بگیره ..

    شما در واقع به ندای خداوند که گفته بخند بهش و از چاییت لذت ببر این یک توهمه که از ترس تو نشات گرفته و بهش بگو باشه با اونم در زمانش رو برو میشم من هدفم لذت بردن و پخش کردن شادی و احساس لذت از ثروت سلامتی و حتی اگر پولی دارم و اگر ندارم قراره به دستش بیارم و رسیدن به رهایی و لذت بیشتره

    در سوره نوح خداوند نوح را میفرستد تا به قومشون بگه که شما دارین با یک نوع رفتاری که در عدم پذیرش من و قدرت مند دونستن من است برای خودتون عذابی رقم میزنین که در واقع طبق قانون در سیستم زیستی ما این است

    و البته این دیدگاه من است

    خداوند به وسیله نوح از اونها میخاد که بهش ایمان بیارن تا خداوند بتواند آنهارا نجات دهد

    زیرا تا آنجا که میدانم همه چیز را ما برای خود رقم میزنیم و اونها داشتن در مسیر نابودیشان تنفکر و رفتار میکردن حالا به هرنوع…

    ما انسانها احتمالا تنها موجوداتی هستیم که طبق انتخابمان میتوانیم دعوت خداوند را رد کنیم و یا بپذیریم و برای این خداوند برای اختیار ما بسیار احترام گذاشته است

    خداوند میگه از من مغفرت بخواهند و مغفرت به معنی پوشاندن و پاک شدن و بخشیدن گناهان است

    من فکرمیکنم قبلا ها که پاکسازی میکردم و الان قدرتمند ترین نوع آن یاد و باوری حقیقی به خداوند است

    البته من در سعی هستم که بیشتر اینهارو برای خودم باور سازی کنم .

    نوح میگه پادشاها ( رب در قرآن به معنای فرمانروایی خداوند است ) من از هر نوعی خواستم تا مردم از تو طلب پاکی کنن مخفیانه وآشکارا ولی چیزی جز اینکه بدتر کردن نشد

    و اینجا خداوند کلید رو میگه که نوح بهشون میگفته :تا از تو طلب پاکی داشته باشند و با این باورشان به خداوند اجازه بدهند که خداوند طبق سیستم و قوانین به صورت پی در پی از باران نعمت ها مثل فرزندان و باغ ها و جویبار ها بهرهمندشان کند

    و البته که الان قوانین همان قوانین است و نعمت ها بسیار بیشتر از قبل!

    یکی از فرعیات اینه که حالا هفت آسمان چیه و از این قبیل که اصلا به درد بخور نیستن اگر بخاد کشی بهش بپیچه ..

    و نوح شروع میکنه از انواع مثال ها که عظمت دنیارو نمیبینید که چجوری خورشید طلوع میکنه و روشنایی و زیست میاره و چرا گیاهان و جانداران مختلف هستن میگه آیا به این تنوع طبیعت نگاه نمیکنین و اینها نشانه هستن ! و .. و زمینی که جایی برای سکنای ماست!

    مثلا آدم توجه کنه الان با فناوری ها و انواع تلسکوپ ها به سختی میتونن سیاراتی پیدا کنن که شاید قابل زیست باشه

    من کاری به مذهب ندارم اینها حقیقت است و به دنبال درک قانون و شناخت بهتر خداوند هستم

    و خلاصه نوح میگه پروردگارا(ریشه رب ) اینها فایده ای نداره و میگه الهه هایی که برای خودشون درست کرده بودن یا اصلا بودن یا هرچی رو پرستیدن و گفتن هرگز از اونها دست نکشید !

    و خلاصه که اونها به بت پرستیشون یا هر نوع الهه ای که در قدیم بوده وساختن رو میارن

    و به جهت باورهاشون که شرک بود و یعنی قبول خدایی جز خداوند یگانه که عالم رو در بر گرفته و طبق عملکرد سیستم جهان یا قوانین که خداوند ازش در قرآن سنت یاد میکنه به این وسیله طبیعت اونهارو حذف میکنه .

    و نوح هم درخواستی که میکنه که خدایا اونهارو همگیشون رو از بین ببر چون ازنسل اونها فقط آدم های ناسپاس و پوشاننده (کافر) به بار میارن ..

    دوست عزیزم من نمیدونم ت الان در چه حد درک درستی دارم از این موضوعات که نوشتم و شاید در آینده با رشد بیشتر بخام تغییراتی رو حاصل کنم ولی در حاله حاضر این برداشت تا اینجا بوده

    در پناه خداوند یگانه باشید فعلا .

  • آواتار.. (Avatar)

    توسطadminسپتامبر 20, 2025

    3 بامداد 31 شهریور 1404

    به نام خدا

    این nft که امسال ثبت کردم برای 12 september سال 2020 هست و اون زمان من چیزی که از زمان بچگی بهش انگار اعتقاد داشتم پررنگتر شد با وارد شدن به مسیر آگاهی و گوش دادن به کتاب کیمیاگر و نشونه هایی که تاقبل از این دوره از زندگیم درونن باهاشون بازی میکردم و البته که کمی کمرنگتر شده بود و البته با توجه به باور هام انگار جهان در مسیرم قرار میدادنش و نمیخام داستان و پیش فرضی اینجا قرار بدم در مورد این nft زیرا باور دارم که هرچیزی که درست باشه خودش مسیرش را پیدا میکنه ولی چیزی که من از این تصاویر میبینم و بازهم میگم در مورد عقاید اون زمان من و حتی شاید الانم باشه این جهان تکاملی و پیشرفت های بسیار زیاد در علم و همینطور تکامل ما انسان هاس در 100 سال پیش کسی شاید به تخیلش نمیگنجید که گوشی های موبایل اینجوری در جهان فراگیر بشن و در آینده اتصال ما انسان ها با نسخه های بسیار قوی از نسل های متفاوت Aiها و تکنولوژی های جدید مسیر های زیادی رو برای ما باز خواهد کرد به طریقی که شاید غیر قابل پیشبینی باشه اون دوران ها من مدام به ابر انسان و این موضوع ها فکر میکردم و بنظرم اینها درآینده یک چیز بدیهی خواهد بود . البته برای کسانی که درمسیر آن باشند و اینکه انگیزه و امید و تمرکز دراین دوران بیش از همیشه نیاز است تا ما با جامپی بزرگتر و بیشتر از لحاظ باوری و ادقام آن با فناوری ها به دنیایی وارد بشیم که فراتر از تعاریف و پیشبینی ها باشه چون با گسترش Aiها کم کم ما به مرزی خواهیم رسید که فاصله تخیل تا اجرا در جهان فیزیکی کم و کمتر میشود ولی این جهانه بیکران و بینهایت و مایی که عاملی برای گسترش هستیم و پله ارتباطی بین جهان تخیل و فیزیک را دارا هستیم . شاید بگید خب اینکار را یک رادیو هم به شکلی میکند ولی چیزی که هست چیزی را که قلب احساس میکند شاید دست یافتنی نباشد شاید مغز ما یک آنتن باشد و همینطور قلب ما ولی احساسات از قلب فوران میکند و ما تا ریشه ریشه های اعصابمان آنرا درک میکنم گاهی از خوشحالی اشک میریزیم و گاهی از ناراحتی و.. در آینده با استفاده از سلول های بنیادی به راحتی اعضای بدن مارو خواهند ساخت و همینطور ما احتمالا همینطور که الان هم انجام شده با رحم های جدید به زیست و تولید مثل ادامه بدیم به شکلی راحتتر و حتی قابل تغییر پذیر تر به طوری که ماخواهیم توانست انتخاب کنیم از جنسیت فرزندمان تا شکل و شمایل آنها ولی به این فکر میکنم که آیا ما هدف و انگیزه اونهارو هم خواهیم تونست انتخاب کنیم . ما انتخاب خواهیم کرد ولی اینکه اونها برای خود چه را انتخاب کنن دست خودشان خواهد بود اونها و باور هایی که خواهند ساخت و مسیر هایی که طی خواهند کرد.گاهی حتی میگم آیا اونها دارای افکار شیطانی یا سطح پایین از منبع الهی خداوند خواهد بود ؟یا یعنی اونها در بهشتی یکدست زندگی خواهند کرد ؟ نمیدونم و شاید در جهان فیزیک این شدنی نباشد و یا شاید هم من درست هنوز درکی از قوانین ندارم البته که نوع زیست اونها راحتتر خواهد بود از لحاظ هایی ولی شاید فشار های روانی نیز بیشتر باشد مثل سردرگمی آدم که آرزو مند باشد و به نوعی نیاز به ثروت شدید را احساس میکند و ساعت ها و ساعت ها در اینستاگرام ها غرق است ..شاید اونها حتی بسیار بیشتر از ما باید نیاز به قدرت کنترل ورودی های خود پیدا کنند زیرا با شروع دور جدید دنیاهای دیجیتالی در سطوح مختلف .. گاهی میگم شاید اونها چیپ هایی داشته باشند و بتونن با یه انتخاب حافظه خود و dna و خلاصه اون دسته از اطلاعات رو تغییر بدن نمیدونم ذهن به کجا تکامل پیدا خواهد کرد زیرا با توجه به نیاز ها متفاوت خواهد بود و همه اینها به نوعی مهم و به نوعی دیگر نباید اهمیت داشته باشند زیرا زمانی باید طی شود و سوال این است ارزش و معنا چیست و من چه کاری را باید انجام دهم .من چه آرزویی دارم ..