به نام خداوند بخشنده و مهربان
تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست نعمت هایت هدایت کن و بس
چیزی که هست همه چیز از ایمان به خداوند میاد و این یک احساسه ،نه یک کلام نه یک تعریف بنظرم افرادی باشن که همواره این احساس رو دارن و وقتی باهاشون در مورد خدا حرف بزنی احتمالا ردش کنن در صورتی که بتونی خیل یعالی تعریفش کنی
افرادی هستن که فراری هستن از آدم های مذهبی و حرفهاشون ولی درونن از این نیرو بهره میبرن ،زندگی رو ساده میبینن و لذت میبرن راحت میگیرن و متمرکز هستن و خیلی به تفریح و همه چیشون میرسن و همیشه در نتیجه هستن
شاید این تعریف یک مومن هست و نه چیزی که در کشور های مذهبی میبینیم
من یک شخصیتی رو ساختم که خیلی نیاز به فقط عملگرایی دارم و فکر نکردن و چیزی که هست خیلی با هدایت مقاومت میکنم و البته که بسیار هم خوب عمل کردم ولی همیشه میگم نه این زندگی نیست
این سخت دیدن زندگی و درد آور دیدنش بنظرم این پروسه اعتماد به نیرو یا بهتره بگیم این احساس
ی مثال بزنم مثلا شما میخای ی دوست رو ببینی و دلت گرمه به این اتفاق ولی ذهنت میگه فلان و فیسان وآخرین بار چیه و خلاصه مطلب به ی ناراحتی توجه میکنه و میخاد تورو وارد مقاومت و محدودیتت کنه در اون قالب درد آور و محدود ذهنی ولی تو میری به دیدنه اون دوستت و با ی رفتار خیلی گرم و خوشحالیشو بهت بیان میکنه از دیدنت
و میبینی دیدی؟ چی فکر میکردیمو چی شد ؟
زندگی رو چی تعریف میکنی و به دنبال چی هستی
دستاورد یا لذت؟
دستاورد از نتیجه گرا بودن و از طمع میاد ولی لذت از رهایی
دستاورد معنارو از بین میبره ولی لذت شادی عمیق و عشق و حاله خوب میاره رهایی بنظرم رویایی ترین حسه زیست یک انسانه درسته کم زندگیش کردم ولی تویه ذهنم میدونم چیه
رهایی یا فکر کردن در تضاده با حساب کتاب کردن در تضاده
چند وقت پیشا ی خواب میدیدم که همه چیز با رهایی میاد رهایی منشع همه نعمت هاس
چجوری به رهایی برسیم ؟
رهایی یعنی عملگرا بودن بر مبنای حس خوب و احساس کردن
چند روز پیش ی مطلب میخوندم که میگفت شما یا میتونین احساس کنین یا میتونین فکر کنین
و وقتی شما تمام قدرت رو برمبنای بروز احساس در حرف زدن تا نقاشی کشیدن تا ساز زدن و خواندن و یا .. هز چیز در هر لحظه میکنین تفاوت نداره چه کار و کجا بودن ولی مهم این است که رها شوید از تفکر و به لحظه بیاییم
من بهترین کاری که میکنم اینه که هر لحظه هوشیار باشم و با هر ترفندی فقط یک راه فکری خوب در مورد مسایل باز کنم و بیام به لحظه و از قهوه یا هوای خوب و هرچیزی لذت ببرم
خدایا شکرت از بابت هوای بسیار خنک و رویایی و بوی آتیش از سوختن چوب مدت ها بود دلم تنگش بود و قتی به مشامم رسید فهمیدم ..
خدایا شکرت از بابت میوه درختانمون
خدایا شکرت که پول دارم تا خرید کنم
خدایا شکرت که سلامتی دارم در تمام ابعاد
سپاسگزاری یک احساس خوشحالی ممتد است
مثل آشنایی با دوستی که خیلی منتظرش بودی
مثل اتفاقی که مدت ها منتظرش بودی
و این هست و در همه جا جاریست .
ما قدرت کامل داریم در مورد کنترل ذهن وبا توجه به چیزی که درا ون لحظه یک پله حاله مارا بهتر میکند ما یک قدم برداشتیم و حفظ این خوشحالی و امتدادش در سپاسگزاری با هرچیز و هر لحظه بزرگترین نتایج رو ایجاد میکنه
من این رو برای خودم مینویسم و باید بدونم که سپاسگزاری همه چیز است همه چیز
خوشحالی در لحظه و افزوده شدن ما !
باران در حاله باریدن است ولی ظرف ما چقدر است ؟
روزانه سعی دارم که برای بهبود خودم تمام تلاشم رو بکنم ولی وقتی به خودم میام گاهی رفتم پایین و حواسم نبوده
اگر هوشیار باشیم در همان لحظه جلویش رو میگیریم و البته که بعد از مدتی بسیار راحتتر میشه
باز هم میگم من نمیدونم کسی اینهارو بخونه یا نه من برای خودم مینویسم تا سپاسگزار تر باشم و یادآوری هایی داشته باشم
در هر صورت اگر خواننده ای ایجا بود
در پناه خداوند یکتا باشی فعلا .
دیدگاهتان را بنویسید