به نام خدا
امروز هم یک روز طلایی دیگه بود داشتم با خودم فکر میکردم که من دورنن یک ناراحتی و رنج آور دانستن زندگی رو در درونم احساس میکنم و همین باعث شده که من از لحظه حال و غرق شدن در نعمت ها برام فاصله ایجاد بشه در واقع طبق قانونی که به اون یقین پیدا کردم ما با افکار و احساسات و تکرار اونها آینده خود را خلق میکنیم و اینهارو اینجا اول برای خودم مینویسم تا هم یادآوری و اگر کسی بود استفاده کنه .
اولین روند یک تغییر پذیرش آنچه هست که مارا عذاب میدهد و یا میدانیم که اشتباه است و دومین قدم فکت هایی که تویه ذهنم به خاطر دارم از هدایت های دنیا و رشد دادنم از اعراض از ناخواسته ها و ناراحتی ها تا هدایت شدن به جایی و آدم هایی و حتی تغییرات گسترده تر در اطراف صورت میگیره انگار وقتی شما تغییر میکنید یا آدم های نزدیک شما هم به صورت معجزه آسایی با دیدن شما تغییر میکنن
البته تنها نشانه تغییر ما تغییر احساس ماست وراه تغییر باور ها چیزی نیست جز کنترل ورودی ها که افکار از آنها زاییده میشوند و واکنش ما به افکار که نشانه این واکنش حال خوب یا حال بد ماست و تکرار اینکار باعث خلق اتفاقات شبیه به همان افکار و احساسات خواهد بود محکمتر شدن یک باور در جهت خواسته و یا در جهت ناخواسته آگاهانه و یا ناآگاهانه
گاهی وقتی در شرایط ناخواسته قرار میگیرم و چیزی که میخواهد مرا ناراحت کند طبق آموزه های چند ساله ام مخصوصن درسایت عالی https://abasmanesh.com/ سعی تر ترقیب ذهنم دارم که باتمام وجودم یک فکر بهتر که مرا قانع کند راجب آن اتفاق پیدا کنم و گاهی میشود و گاهی نمیشود و بدتر این یک نوعی از مقاومت را ایجاد میکند
در اینجا بهتر میتوانم اعراض را درک و تعریف کنم در واقع شما گاهی حتی نیازی به اینکار ندارید چون طبق دوره هم جهت با مدار خداوند یک مومنتوم یا یک فکر درونی در شما شکل گرفته و تنها کاری که امتحان کردم اگر بیرون باشم در این شرایط گاهی سختم سعی میکنم تا با تمام توانم به دویدن ادامه دهم و یا در خانه شنا بزنم در حدی که دیوانه وار بر من فشار وارد کند و اگر آرومتر باشد بازی کنم و البته اگر به قولی سید زرنگ باشیم و هوشیار از همان اول جلوی این فکر را بگیریم و اینکار با توجه به یک موضوع دیگر میتواند رخ دهد حالا به هرشکلی که شما بلدید!
در واقع به وضوح میبینم که تمام اتفاقاتی که میخاهم به این مربوط میشود که من چقدر حالم خوب باشد و رها باشم .
بزارین خیاله خودم رو راحت کنم با گفتن این راز ..
میگم راز تا این موضوع برامون ارزشمند باشه در نظر میگیریم که فکر مرگ عزیزی یا هر فکری از اون بدتر در ذهن ماست ..
ولی شما به این فکر میخندید و درونن حالتون عالیه و این رو ادامه میدین با ریختن چایی و لذت بردن اون با یک خرما ..
وقتی شما حالتون خوب باشه مهم نیست که چه فکری و تا چه حد وجود شمارا فرا بگیره ..
شما در واقع به ندای خداوند که گفته بخند بهش و از چاییت لذت ببر این یک توهمه که از ترس تو نشات گرفته و بهش بگو باشه با اونم در زمانش رو برو میشم من هدفم لذت بردن و پخش کردن شادی و احساس لذت از ثروت سلامتی و حتی اگر پولی دارم و اگر ندارم قراره به دستش بیارم و رسیدن به رهایی و لذت بیشتره
در سوره نوح خداوند نوح را میفرستد تا به قومشون بگه که شما دارین با یک نوع رفتاری که در عدم پذیرش من و قدرت مند دونستن من است برای خودتون عذابی رقم میزنین که در واقع طبق قانون در سیستم زیستی ما این است
و البته این دیدگاه من است
خداوند به وسیله نوح از اونها میخاد که بهش ایمان بیارن تا خداوند بتواند آنهارا نجات دهد
زیرا تا آنجا که میدانم همه چیز را ما برای خود رقم میزنیم و اونها داشتن در مسیر نابودیشان تنفکر و رفتار میکردن حالا به هرنوع…
ما انسانها احتمالا تنها موجوداتی هستیم که طبق انتخابمان میتوانیم دعوت خداوند را رد کنیم و یا بپذیریم و برای این خداوند برای اختیار ما بسیار احترام گذاشته است
خداوند میگه از من مغفرت بخواهند و مغفرت به معنی پوشاندن و پاک شدن و بخشیدن گناهان است
من فکرمیکنم قبلا ها که پاکسازی میکردم و الان قدرتمند ترین نوع آن یاد و باوری حقیقی به خداوند است
البته من در سعی هستم که بیشتر اینهارو برای خودم باور سازی کنم .
نوح میگه پادشاها ( رب در قرآن به معنای فرمانروایی خداوند است ) من از هر نوعی خواستم تا مردم از تو طلب پاکی کنن مخفیانه وآشکارا ولی چیزی جز اینکه بدتر کردن نشد
و اینجا خداوند کلید رو میگه که نوح بهشون میگفته :تا از تو طلب پاکی داشته باشند و با این باورشان به خداوند اجازه بدهند که خداوند طبق سیستم و قوانین به صورت پی در پی از باران نعمت ها مثل فرزندان و باغ ها و جویبار ها بهرهمندشان کند
و البته که الان قوانین همان قوانین است و نعمت ها بسیار بیشتر از قبل!
یکی از فرعیات اینه که حالا هفت آسمان چیه و از این قبیل که اصلا به درد بخور نیستن اگر بخاد کشی بهش بپیچه ..
و نوح شروع میکنه از انواع مثال ها که عظمت دنیارو نمیبینید که چجوری خورشید طلوع میکنه و روشنایی و زیست میاره و چرا گیاهان و جانداران مختلف هستن میگه آیا به این تنوع طبیعت نگاه نمیکنین و اینها نشانه هستن ! و .. و زمینی که جایی برای سکنای ماست!
مثلا آدم توجه کنه الان با فناوری ها و انواع تلسکوپ ها به سختی میتونن سیاراتی پیدا کنن که شاید قابل زیست باشه
من کاری به مذهب ندارم اینها حقیقت است و به دنبال درک قانون و شناخت بهتر خداوند هستم
و خلاصه نوح میگه پروردگارا(ریشه رب ) اینها فایده ای نداره و میگه الهه هایی که برای خودشون درست کرده بودن یا اصلا بودن یا هرچی رو پرستیدن و گفتن هرگز از اونها دست نکشید !
و خلاصه که اونها به بت پرستیشون یا هر نوع الهه ای که در قدیم بوده وساختن رو میارن
و به جهت باورهاشون که شرک بود و یعنی قبول خدایی جز خداوند یگانه که عالم رو در بر گرفته و طبق عملکرد سیستم جهان یا قوانین که خداوند ازش در قرآن سنت یاد میکنه به این وسیله طبیعت اونهارو حذف میکنه .
و نوح هم درخواستی که میکنه که خدایا اونهارو همگیشون رو از بین ببر چون ازنسل اونها فقط آدم های ناسپاس و پوشاننده (کافر) به بار میارن ..
دوست عزیزم من نمیدونم ت الان در چه حد درک درستی دارم از این موضوعات که نوشتم و شاید در آینده با رشد بیشتر بخام تغییراتی رو حاصل کنم ولی در حاله حاضر این برداشت تا اینجا بوده
در پناه خداوند یگانه باشید فعلا .
دیدگاهتان را بنویسید