از قدرت کنترل ذهن در تحیرم
چشم در چشم همه چیز فرکانس است .
در این مسیر بزرگترین تله برای مبتدیانی مثل خودم پرسیدن این سواله که من چه فرکانسی فرستادم ..
و آدم های باهوش میگن من چه فرکانسی الان میتونم بفرستم و اینم چند وقت پیش ممنون یکی ازفایل های عالی سیدم که آگاهیش به کمکم اومد
امروز یکی از لحظات دیدنه اینکه فرکانس چیکار میکنه و خیلی خدارو شکر کردم که اینقدر زود تونستم تسلیم بشم و پاک بشم و برام اتفاقات رو نشونه قرار بده .سپاس خدا
موضوع این بود که تویه باشگاه چندتا پسر حرف میزدن و میخندیدن و منم یکی از نقطه ضعف هام اینه که هم عصبی بودم و داشتم سو قضاوت میکردم و اینکه خودمو هدف اونها میدیدم و خلاصه مطلب نمیدونم چی شد زدم تا فایل های سید پلی بشه یا چی که کم کم شروع کردم به اینکه من حالم خوب نیست من دارم اشتباه میکنم و ی حرکت میزدم که سیمه دستگه گیر کرد و دیدم کسی نیست ول کردم و رفتم ی حرکت دیگه و ی بچه ها باشگاه اومدو بهش گفتم و با چندتا پسرای دیگه که من فکر میکردم اینا مغرورن و چی در ذهنم ولی اونها با چه رویه خوبی و باشوخی کمک هم کردن و اصلا نذاشتن من دستم بزنم و درستش کردن و واقعن گفتم الله و اکبر این فرکاانس چیه من لحظه ای میدیدم که با بهتر شدن حالم و قطع مومنتوم منفی چه محبت و عشقی به آدم جاری میشه و چقدر این موضوع کمک کرد که این فکرا همیشه از بیماری فکری منه و من قبل از این تو باشگاه یا قبلش کم کم ی مومنتوم منفی صد در صد شروع شده بود و من اونجا به خودم تونستم بیام و البته که تسلیم شدم با قبول اشتباه و بعد اجازه دادم جهان پاکم کنه و با کمک اون پسرا مثل این بود که ی سطل آب یخ رو سرم ریختن و هم تشکر کردم و هم خیلی از خدا و این عشقشون تو دلم تشکر کردم
قانون اینه که نقطه تمرکز من باید به بروز احساساتم فارق از اینکه چه بازتابی از بقیه باشه ادامه بدم و اگر کسی به من و احساسم نزدیک باشه و سپاسگزار استقبال میکنه از من و اگر هم کسی نتونه دریافت کنه حال و نیت خوبه منو در ارتباطاتم حتمن حالش خوب نیست اون لحظه حتمن نیاز به وقت داره تا به خودش بیاد و خیلی خدارو از این بابت شکر میکنم که شعور و درک به این خوبی رو یادم میاره
و این باور با مثل داستان بالا چقدر کمک کرد به من که همه آدم ها خوب هستن و گاهی فقط آدما حالشون خوب نیست و یا مسیر اشتباهی رو انتخاب کردن و خلاصه همه آدم ها خوب هستن .
یبار دیگه قانون رو تکرار کنیم
من در تمام ابعاد خلق زندگی ام هستم آنهم به صورت ریاضی وار
تعریف مومنتوم : به معنی شتاب گرفتن جسم یا نیرو و حتی فکر و مثل پازدن با دوچرخه که اولش سخته ولی با ادامه دادن راحت و روان میشه و این شتاب گرفتن به معنی مومنتوم ازتوضیحات دوره هم جهت با مدار خداوند سید است
مهمترین لحظه برای ادامه مومنتوم مثبت موقعی که حالمون خوبه اینه که اگر با ی رفتار که دوست نداریم یا بهش حساسیم بتونیم بخندیم و خیلی زود خودمون رو قانع کنیم با همون حرفا که حتمن حالش خوب نیست و نیاز به زمان داره و ..
ولی بدترین اتفاق در مقابل این اینه که من باید ازش اتقام بگیرم منم باید بهش بی توجهی کنم و این از باور های شرک گونه میاد
چرا ؟ چون شرک یعنی قدرت داشتن عوامل بیرونی در من و وقتی ما میخواهیم از یکنفر انتقام بگیریم یعنی اون آدم در دنیای من قدرت دارد و قدرت ناراحت کردن من را دارد و این باعث ایجاد تکرار اون موضوع ناراحت کننده برای ماست
راه حل چیست ؟ باید مرحله به مرحله با هر فکر و از نوشتن و هرچیز استفاده کنین تا حالتون بهتر بشه و جایگزین کردن باور های توحیدی از این دسته که کسی در دنیای من قدرت ندارد جز خودم و خدای خودم یا بهتره بگم باوری که نسبت به خداوند دارم ..
اصلا اون نیتش بد من چرا باید بهم بریزم ؟
(قانون بعدی ما قدرت کنترل جهان بیرون از خودمان را به هیچ عنوان نداریم و نخواهیم داشت .
در موضوع خط بالا آدم هایی که فکر میکنن در زندگی دیگران قدرت دارن مثل چشم زدن و یا حتی بعضی از ماها که میخواهیم ناجی دیگران باشیم
درواقع بسیار خوب است به دیگران کمک کنیم برای حاله بهتری که بگیریم و بدهیم ولی ما نمیتوانیم به دیگران کمکی هم بکنیم تا زمانی که آنها اجازه ندهند و این موضوع رو ادامه نمیدم چون طولانی میشود)
و تکرار بیشترش این رخداد برای ما در موقعیت های مختلف : چرا ؟ چون ناراحتی یعنی برانگیته شدن احساسات شما به افکار شما وآنهم در جهت منفی و در نتیجه اگر ادامه دار باشد حتمن تکرار میشود و دوباره به دامنه رخداد میرسد
حتی گاهی یک تله دیگه هم هست :تله2: (یادم رفته بود و خدا یادم آورد با مرور و برطرف کردن اشکالات نوشتاری !)ترس از تکراره آن موضوعه ناراحت کننده و در اینجا مثاال بی توجهی دیگران به من رو برسی کنیم: ترس یک توجه درونی است که آنرا پس میزنیم و میگیم من اینو نمیخام یا زور میزنم که باهاش بجنگم ! و البته اینها درک و تعاریف من تا امروز است
ترس مثل یک چیزیه که در سیاهی گم شده بنظرم در تصور من و مثل اینکه اون ی چیزیه که با ی کش مانند به ما متصله و در قرآن جالبه اینم اومد بگم که مثال میزنه مثل دم بهتون چسبیده! و البته دقیقش رو یادم نیست ولی مطعنم مرتبطه چون این قانونه.
و راه حله این موضوع تمرین کردن و رها کردن آن است
باهاش روبرو شدن و بغلش کردن و پذیرفتنش ولی رفتن تو دلش و چیزی که اتفاق میفته میبینی که مهو میشه ! و میبینی که وجود نداشته و البته همه اینها نیاز به عمل داره
روبرو شدن با ترس با جنگیدن خیلی متفاوته
من با جنگیدن اونرو بدتر میکنم ولی با رفتن تو دله اون ترس چون آمادگیشو دارم و تسلیم شدم مهو میشه ولی جنگیدن یعنی اون رو بهش قدرت میدیدم و نمیخایم بپذیریمش و برم تو دلش میخایم ی راه حل پیدا کنیم تا ماهم بهش ضربه بزنیم یا ی نقشه ای خلاصه بکشیم
ولی تسلیم بودنه اینه که من تمام توجهم رو رویه کاره خودم و بروزه احساسم میگذارم و اینم بر مبنای لذته من اگر باشه درسته حالا هرچی که بهم حال میده و البته که انتخاب درست و صحیح احترام گرفتن و احترام برای خود قایل بودن و احساس این خوبی در خود و ستایش این خوبی در خود!
و بعدی اینکه بدتر از آن یعنی دیگران قدرت دارن تا من رو ناراحت کنن و یا کلا من رو تغییر بدن و این نتیجش عذاب و درد خواهد بود که اینم نتیجه شرک است
و مقابل آن توحید اینه که من عشق هستم من ارزشمند هستم و احساسم را بروز میدهم اگر کسی پذیرا بود خوشحالم و اگر کسی هم پذیرا نخواهد باشد بازم خوشحال میمونم چون من قوی هستم و احساساتم را حتی به اشتباه گاهی بروز میدهم و شجاع هستم و قدرت میگیرم از خوبی و حتی ناملایمتی دیگران چرا که من حتمن آدم قدرتمندی شدم چرا که اون چرا میخاد به من ضربه بزنه ؟ چون منو و در ذهنش قدرتمند میبینه و میخاد با این کارش منو بکشه پایین ! یا حتمن حالش خوب نیست ی اتفاقی افتاده خیلی تو فکره بده خدا و اینکه خیلی خوبه که اصلا حتی در مرحله بالاتر اینقدر قدرت آدم ها در دنیای من کم بشه که من نیاز به تکرار بعضی این رفتار های فکری رو هم نداشته باشم و خیلی زودتر ازش عبور کنم
شاید شخصی بگه خب داری مثالی میزنی که دیگران بخان منو خراب کنن : ااول اینکه من از 1 درصد میگم در ذهنه خودم و اینکه دوم حتی اون آدمم بده هم من داشتم که همه آدم ها خوبن رو قبلا ها که سنم پایین بود یادمه بعضی هارو خیلی پشتشون حرف میزدن و به تورمن میخوردن مثل فرشته بودن برام ! یعنی حتی اون آدم شارلاتانم اگر 1 قسمت خوب توشه باشه که هست چون طبیعت اینه ! اون قسمت های خوبش در لحظه ای که تو فرکانست خوب باشه به تور تو میخوره ! بنظرم امشب کولاک کردم با یاری خدا
من حتی تا یک هفته پیش اینقدر مقاومت داشتم که چندینو چند ساعت پای کامپوتربرای حل ی موضوع ساده برای این سایت ورد پرس میگذاشتم و الان الهی صدهزار بار شکر حداقل شبی یک تا دو محتوا تو این سایت گذاشتم و خیلی از این بابت خوشحالم و به خودم میبالم که اینستامو پاک کردم یک هفتس و تونستم در مداره بهتر باشم یعنی اجازه بدم خدا هدایتم کنه بهتر
دوستتون دارم در پناه خدای یگانه باشین فعلا دوستای من
برگشتم به امشب که این چند مورد درک رو هم بزارم اینجا اول برای خودم
قرآن سوره مومنون:
آیه اول1:به راستی که مومنین رستگار شدن ..
حالا میگه این مومنین نشونه هاشون چیه
2:اونها که در نماز هاشون فروتن هستن : خب همونطور که گفتیم نماز در قرآن به معنی صلو و یا توجه است
پس یعنی اونها که توجه میکنن به نعمت ها و هدایت های خداوند و حالشون خوبه به دلیل شخصیت سپاسگزارشون و آدم های خیلی عادی و خوش رویی هستن و مغرور نیستن و خودشون رو در برابر خدا کوچک میدونن و خلاصشو بگم : اشخاصی که از خداوند میدونن همه نعمت ها مثل رابطه و ثروت و همه چیزو کردیتشو به خدا میدن در درونشون و از غرور دوری میکنن و حالشون هم خوبه به سبب باور و ایمانشون به خدا و خیلی خاکی هستن و خیلی باحالن
وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَنِ ٱللَّغۡوِ مُعۡرِضُونَ 3 آنها که از کارهای بیهوده روشون رو برمیگردونن خب بیهوده به معنی بی حاصل و چرتو چرت و چیزی که به درد نمیخوره تهش
و از خلافش میشه بهتر فهمید یعنی آدمایی که وقتشون رو صرف حرف خوب کار خوب خلق ارزش و کار های درست درمون میکنن خلاصه ی چیزی که ی قدم مثبته برمیدارن
وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِلزَّكَوٰةِ فَٰعِلُونَ آنهایی که زکات پرداخت میکنن
حالا من ی توضیح خلاصه میدم :زکات یا بخشیدن مقداری از دست آورده رو شخصی انجام میده که باور داره بازهم براش میرسه و این از منظر باور فراونی است
دقیقترش رو میتونین در عقل کل عباسمنش برسی کنین https://abasmanesh.com/fa/aghlekol-question/پرداخت-زکات-که-بعداز-نماز-در-قرآن-سفارش/
وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِفُرُوجِهِمۡ حَٰفِظُونَ کسانی که کنترل بر دستگاه تناسلیشان دارند یا خلاصه با شخصی به بهش تعهد دارن و یا خلاصه مطلب آقا کمنرل دارن بر غریزه جنسیشون تا از راه درست و پاک بهرمند میشن و در آیه بعدی
حتی اینم توضیح داده میشه که یا همسر یا خلاصه مطلب حتی اگر دوست دخترش هست یا خدمتکارش از راه درستشه نه اینکه بخان با هرکسی یا به هر طریقی این نیاز رو برطرف کنن
و اصل پاکدامنی هست
و میگه هرکسی جز این بکنه از تجاوزکارانه و به نظرم به این معنیه که کسی که اینکار ومیکنه چرا ؟ چون مثلا کسی که به دنبال رابط های متعدد باشه خیلی تاثیرات منفی زیادی میگذاره و اینکه از باور کمبود میاد و خیلی ریشه ای میشه
خلاصه از مدار نعمات خدا خودشو خارج میکنه و از باور های محدود و فقر ذهنی میاد و چنین شخصی نمیتونه در مدار خداوند بمونه و در اون فرکانس خوب و احتمالا تجاوز کار به این معنی هست
میگه آنها که به
و در آیه 8 میگه اونهایی که سر وعده و عهد هاشون میمونن و صداقت دارن وامانت دار هستن
وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَلَىٰ صَلَوَٰتِهِمۡ يُحَافِظُونَ :آیه 9 بنظرم این یکم تخصصی هست احتمالا میشه اونهایی که مراقب توجهشون هستن !
و در آیه های بعدی وعده های بهشت هایی رو خداوند به این آدما میده و احتمالا ازافعال مضارع هم باید در این آیه ها استفاده شده باشه که من خیلی کم سر در میارم ولی توجه نکردم ولی حتمن همینطور هست چون الگوی آیه های مشابه قبلی که میدونم اینجوری بودن
افعال مضارع به معنی همواره و پی در پی هست
فعلا دیگه خستم ساعت 4:14 صبح
دیدگاهتان را بنویسید