یکی از اتفاقات امروز در زندگیم که خیلی ازش خوشحالم برای امروز هم کنترل ذهن رو بیشتر درک کردم .
زمان جاری است و ما در آن زیست میکنیم
ناامیدی(عدم ایمان) یا امید(ایمان به انرژی و احساس درون) ساعت مرگ ماست.
چیزی رو که میگم مدت ها در موردش فکر کردم بنظرم حتی پیر شدن انسان یک باور است و اینکه 40 سالگی میان سالی ما بوده هم همینطور
با باورایی که الان ددارم و میدونمو با تجربیاتم در این سال ها به چیزی یقین پیدا کردم و اون اینه که سال ها و ماه هایی در جوانی بیشتر چهره سالمندتری داشتم و در حاله حاضر و زمانی که شادابترم و بیشتر به خودم اهمیت میدهم و از خودم نگهداری میکنم به وفور جوانی و شادابی بسیار بیشترب را در آینه و احساسم میبینم
تصوری که الان دارم نسبت به سن این هست که مثلا اگر خودم را در سن 70 سالگی حتی بخوام با شادابی و انگیزخ تجسم کنم میتوانم خودم رو در اون سن و چهره یک مرد 40 تا 45 ساله بسیار شاداب ببینم هه البته اینها به حرف نیست و تنها نیازمند باور سازی و حاله بهتر است .
این رو همه ما دیدیم که در زمانهایی که حالمان بهتر است بسیار چهره بهتری داریم
تحلیل زیاد و فکر زیاد که در تضاد قبول این است که خدا یا نیرویی که از قدرت است و از من است و انعکاس من به جهان است که باور های من است را از خودم دور میبینم یا نمیشناسم و یا بهتره بگم فراموش کردم
و به زمانی که یاده خدایی میآِید و مهربانی این نیروی برتر واعتماد ای دوسته من
شاید حتی این جملات و کلمات برای خودم نو باشد زیرا من گاهی بسیار استرسی میشوم و گاهیی بسیار آرام و زمانی که استرس دارم اینقدر انگار فاصله زیاد شده که اون خدایی که بارها با یادش اشکهایمان جاری و نویدی از امید را به قلب ما آورده و مارا برای ادامه این زندگی امیدوار کرده فراموش میکنیم و چیزی که سید در دوره هم جهت میگوید است حقیقت است که اصلا حتی درا ون لحظه خداوند از تو دور نیست .
راست میگوید این حقیقت که ماهی در اقیانوس اگر در اقیانوس نبود که زنده نبود! ماهی در آب است و به دنبال آب ؟ این دقیقن مثداق کسی است که به خدا باور دارد ولی خودش را دور میبیند
اقیانوس مارا در بردارد
اقیانوس به ما غذا میدهد
اقیانوس اولین نیاز من برای تنفس است و همیشه هست زیرا من در او هستم .
اقیانوس قدرت دارد
اقیانوس خبر ها و راه هارا میداند
و اقیانوس هر لحظه با من است و درحاله صحبت با من
ولی من چگونه میتوانم بفهمم اقیانوس چه میگوید ؟
اقیانوس با تمام بزرگی اش در لایه هایش آرام است پس من باید آرام باشم
چطور میتوانم آرام باشم ؟ با دیدن خودم
نمیفهمم منظورت رو
بیا رویه این نیمکت در این بلوار بشینیم
به ماشین ها نگاه کن دنبالشون نکن اونا میان و میرن
فقط ازت میخام نگاهشون کن
بدونه درگیر شدن افکار و احساساتت با اونها
اوایل حتی این برای من سخت بود
تو نمیتونی جلوی افکار رو بگیری ولی میتونی نگاهشون کنی اونها دارن میان میبینی؟
وقتی بهش نگاه میکنی کمی بیشتر سکوت میکنه
حالا چشمات رو ببند ناخوداگاه عمیقتر میشوی و نیازی نیست کار خاصی بکنی
فقط نگاهشون کن حتی اگر احساسات مختلف میان و هرکاری تو باید بدونه واکنش فقط نگاه کنی تا وجوودت را بیشتر ببینی در اولین قدم
هیچ چیز را نمیتوانی کنترل کنی حتی تنفست را رها کن
وقتی تونمیفهمی بدن نفس میکشه پس فقط ادامه بده
به بیننده بودن
اقیانوس هیچوقت سخن نخواهد گفت و سخن او لذت و بازی توست اون تورو بهتر از خودت میشناسه و به همه چیزآگاهه پس خودت را همواره به او بسپار..
حیرت انگیزه!
میبینی؟ همه چیز هست
چرا استرس میگیردم ؟ چون باهاش غریبه شدی و جدیده !
ذهن شلوغ تورو محدود میکنه ودر یک قالب و دالان و کوچه های تاریک و سخت و مشقت بار تا تورو به بردگی ببره با پیشنهاد لذت ها یا خواسته هایی که برات محدودش کرده تازه
ولی راه اقیانوس میانبر و نور و لذت توست
میگوعل رو یادته؟
آره
همیشه میخندید و هرچی میگفت مسخرش میکردن و زیاد جدی نمیگرفتنش ولی اون همیشه خوشحال بود و با این نیرو در ارتباط بود و بیخیالترین آدم این شهر بود و زیباترینشون ..
و اقیانوس اونو به شهری برده که لیاقتش رو داشت
چه شهری ؟ من چجوری میتونم برم ؟
تو باید تغییر کنی و در خلوتت به اون حاله خوب و بینیازی برسی در زمانی که آماده باشی اقیانوس جدات میکنه !
ذهن ما یک ماشین زمان زیستی در لحظه است ولی با جدا شدن از مسیر حاله حاضر وبا دادن انواع وعده هایی محدودی که پشتشون یا مثل طمع و حرکت تو برمبنای کمبود در هر مورد هست وخلاصه از مسیر اصلی دور میکنه..
مسیر اصلی چیه ؟ رهایی
خب من خیلی وابستگی دارم و آدم ضعیفی هستم و حتی به آدم هایی که مسخرم هم میکنن وابستم ..
تو احساس تنهایی میکنی چون اجازه دادی ذهنت رو قانع بشه در جهت اینکه زندگی همینه که تو میکنی و یا پذیرفتن النت به عنوان سرنوشتت که قدرتی برای تغییر اون نداری
خب چجوری باید تغییر کنم ؟ چجوری بینیاز بشم ؟
وقتی نیرو و ارزشت رو صدا بزنی وبهش توجه کنی و برعکس قبلت رفتار و واکنش های رهنت رو در قدم اول ببینی و با شناسایی اولین قدم رو برای تمیز کاری انجام میدی و دقیقن در اون لحظات هم احساست بهتر میشه و احساس ارزش و بینیازی از آدم ها و احساس غنا و نور و تمام زیبایی هایی که در آدم ها دنبالشی رو در وجودت احساس خواهی کرد و در همین لحظات نشانه ها به شکل های اتفافاتی که دوست داشتی رخ میدهند ولی یادت باشد که
پله به پله
یعنی یک پله تثبیت و بعد دوباره نگاه و تغییر برای پله دوم ..
و حواست باشه که اقیانوس هیچ کمبودی براش وجود نداره و باید اجازه بدی تا بر مبنای اون احساس خوب تورو ببره به هرچی که خوشحالت میکنه که خودت میدونی و حتی نمیدونی !
ادامه بده این یک تمرین همیشگی برای اتصال با نیروی برتر وهدایتگره
باید اینقدر ادامه بدی تا ناخوداگاهت بر این احساس ساده بشه و این استرس تبدیل به ارامش عمیق بشه
ازت ممنونم
باز میبینمت امید وارم بدونی که همه چیز اقیانوسه و همه چیز و همه راه هارواون ساخته و میدونه و هر لحظه باهاته و حتی تمام وعده های بزرگ پیام اونه!
دوستت دارم ازت ممنونم
خوشحالم که خواستی تا به مسیر درست بیای
راسی وعده قلب که از روح اقیانوسه عمومن در تضاد با ذهنه!
و تو باید مبنای حرکتت بر راستای؟
قلبم باشه
آفرین
فعلا دوسته من
دیدگاهتان را بنویسید